روشنى صبح معرفت و هدايت رسيدند . و چون ماه نيز غروب كرد ستاره برآورد ، و از عقب او نيز ستاره ، و از عقب او نيز ستاره ، و همچين ، و قرآن مجيد كه نور ممتدّ است ، همچنان سوره از پس سوره و آيه از عقبِ آيه فرستاد ، پس كى روا دارد كه آسمانِ دين را هرگز از راهنمايى و نور و ضيايى خالى دارد و مردمان را راهنمايى نباشد كه به ميامن لوامع هدايت ايشان از صحراى وسيع الفضاى ضلالت ، رهايى يابند و به طريق مستقيم و صراط قويم معرفت و هدايت رسند . از اين است كه آفتاب نور محمدى را كه به محلّ غروب رسانيد ، نور اميرالمؤمنين على عليه السلام را طلوع فرمود ، و همچنين ، ماه نور او كه به محلّ غروب رسيد ، ستارگان درخشان اولاد طيّبين طاهرين معصومين او را از عقب يكديگر طلوع فرمود ، و يكى كه به محلّ غروب رسيد ، ديگرى طلوع فرمود . همچنانكه فلك دنيا را از آفتاب و ماه و ستارگان خالى نگذاشت ، فلك دين را نيز خالى نگردانيد ، و هرگاه كه يكى فرو شد ، ديگرى برآورد تا به عدد بروج آسمان بروج فلك دين و نجوم آسمان معرفت و يقين پديد آيد ، آنگاه كه نوبت به آخر رسد ، شب غيبت دراز شود و ظلمت ضلالت ، مستولى گردد و تاريكى ضلالت و جهالت عالمگير شود ، متوقّعان راحت و منتظران فَرَج دربند انتظار دراز مانند ، انجام كار هم بر وفق آغاز شود ، كما قال صلى الله عليه و آله : « الإسْلامُ بَدَأ غَريباً وَسَيَعُودُ [ غريباً ] كَما بَدَأ فَطوُبى لِلغُرَبآءِ » . ( 1 ) و از غروب ستارهء غَرّا كه در اسلام پديد آمد ، اگر چه [ به ] درازا كشيد ، امّا نوميد نبايد بود كه هر شبى را روزى و هر ظلمتى را ضيا و نورى در عقب است و هر غَسَقى را فَلَقى در پى است ، و هر رنجى را راحتى بر اثر است ، كما قال صلى الله عليه و آله : « إنَّ الْفَرَجَ مَعَ الْكَرْبِ وَإنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرَاً » . ( 2 ) وقتى كه ظلمت به غايت رسد رايت ضيا پديد آيد ، و چون
ميراث حديث شيعه — صفحة 130
مساهمون: مهدى مهريزى
ص١٣٠
هامش
( 1 ) . نيل الأوطار ، ج 9 ، ص 229 ؛ عيون أخبار الرضا عليه السلام ، ج 1 ، ص 218 ؛ كمال الدين ، ص 66 ؛ الغيبة ، النعمانى ، ص 322 ؛ مكارم الاخلاق ، ص 449 ؛ بحار الأنوار ، ج 8 ، ص 12 و . .
( 2 ) . كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج 4 ، ص 413 ؛ وسائل الشيعة ، ج 15 ، ص 263 ؛ الفرج بعد الشدة ، ج 1 ، ص 27 ؛ أمالى الطوسى ، ص 675 ؛ ذخائر العقبى ، ص 235 ؛ بحار الأنوار ، ج 67 ، ص 183 .