مىگردانند و نفع خود را از هيچ كس ، منع نمىنمايند ، و هر نزديك و دور ، از ايشان بهره يابند و از فيض نور خود ، هيچ كس را محروم نمىگردانند . پس هر گاه كسى خود را از فيض آفتاب منتفع نگردانَد ، او خود را محروم كرده و او را بر آفتاب ، حجّتى نيست ؛ بلكه آفتاب را بر او حجّت است . پس در صورتى كه آفتاب و ستاره بينى و به او اهتدا نكنى ، او را چه زيان ؟ ! و اگر ائمه را يا بى و به ايشان اقتدا نكنى ، ايشان را چه نقصان ؟ ! در هر دو حال ، زيان تو راست و جزاى كردار بر توست . پس هيچ چيز را خداى - جلّ و علا - مجمل و مهمل نگذاشته ، كسى كه به آنها مهتدى نشود ، تاوان بر اوست ، عالَم در ابتدا هيچ نبود و تاريك بود ، حق - جلّ و علا - از جِرم آفتاب ، چراغ روشن برافروخت تا خلايق به منافع رسند . همچنين جهان را اول فطرت و مبدء بعثت ظلمت [ ضلالت و جهالت ] فرو گرفته بود ، عالم تيره و تار گرديده بود و ضلالت داشت ، و فِرَق مشركين و طوائف عَبَدهء اوثان در جهالت تعبّد اصنام و پرستش عالم اجرام و آتشپرستى مشغول بودند ، روشنى آفتاب عالمتاب هدايت محمّدى و ماه جهانتاب ارشاد اميرالمؤمنين عليه السلام [ ايشان ] را از ظلمتآباد كفر و جهالت بيرون آورد و [ حق تعالى ] عالم را به ضيا و نور ايشان و يازده فرزند از نسل ايشان ، منوّر گردانيد ، گمراهان راه يافتند و هر كسى راه و مقصد خود بديد و به غرض و مقصود خود رسيد . و همچنان كه آفتاب كه به مغرب رسيد ، به جاى او ماهى برآورد ، همچنان غروب ضياى نور محمدى كه شد ، مردمان از طلوع نور حضرت اميرالمؤمنين على عليه السلام منتفع مىبودند و به هدايت او مهتدى شدند ، كما قال صلى الله عليه و آله : « أَنَا وَعليّ مِنْ نُورٍ واحِدٍ ، وَ أَنَا كالشّمسِ وَعَليٌّ كَالقَمَرَ » ( 1 ) به روشنى هدايت آن ماهِ جهان افروز ، خلق از ظلمت گمراهى خلاص شدند ، و به نور معرفت الهى رسيدند و از شب تار تاريكِ جهالت به
ميراث حديث شيعه — صفحة 129
مساهمون: مهدى مهريزى
ص١٢٩
هامش
( 1 ) . نظير اين روايت است آنچه در كتب ذيل وارد شده است : الخصال ، ص 31 ؛ أمالى الصدوق ، ص 307 ؛ معانى الأخبار ، ص 56 ؛ روضة الواعظين ، ص 129 ؛ شرح الأخبار ، قاضى نعمان ، ج 1 ، ص 220 ؛ مناقب ابن شهر آشوب ، ج 1 ، ص 27 ؛ عوالى اللئالى ، ج 4 ، ص 86 و . .