تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
« إِذَا السَّماءُ انْشَقَّتْ »
( 1 )
« يَوْمَ نَطْوِي السَّماءَ كَطَيِّ السِّجِلِّ لِلْكُتُبِ »

. ( 2 ) و در حديث است كه نور مخلوق خداى تعالى به هيچ چيز تجلّى نمىكند ، مگر آن كه آن چيز ، فروتنى مىكند ، چنانچه به كوه طور واقع گرديد و خُرد و مُرد شد و تا قيامت ، ريگ روان است . پس هنگامى كه تجلّى كند به آفتاب ذهاب ، ضوء او مىشود ، يا مَلَكى كه او را سَيْر مىفرمايد ، نور او را زايل مىكند ، يا او را در دريايى كه در آسمان است ، به حَسَب مصلحت فرو مىبرد هر قدرى را كه مأمور است . اگر مأمور به تمام شود ، ضوء او به تمام پوشيده مىشود يا به قدرى كه مأمور است .

[ دليل بطلان قول منجمان ]

و آنچه اهل هيأت مىگويند ، به ظنّ و تخمين است و برهان قطعى كه افادهء جزم كند بر آن ، ندارند و از حضرت اميرالمؤمنين - صلوات اللَّه و سلامه عليه و على اولاده الطيبين - از سياهى روى ماه پرسيدند . فرمود كه : از اثر مَسح پَرِ حضرت جبرئيل عليه السلام است » . و بيان اين ، آن است كه حق تعالى نور قمر را هفتاد جزو خلق فرمود و نيز نور آفتاب را هفتاد جزو خلق فرمود . پس به حضرت جبرئيل عليه السلام امر فرمود كه پَرِ خود را به ماه بمالد و شصت و نه جزو از نور او را به آفتاب نقل نمايد . پس انتقال شصت و نه جزو نور قمر به شمس نمود و يك جزو ، نور قمر باقى ماند ، كما قال عزَّ شأنه :
« فَمَحَوْنا آيَةَ اللَّيْلِ وَ جَعَلْنا آيَةَ النَّهارِ مُبْصِرَةً »

. ( 3 ) باز كه نظر به سواد روى قمر مىكنى ، چند حرف ظاهر مىشود : اوّل جيم ، دويم ميم ، سيم ، ى ، چهارم لابر صورت و هيئت جميل ، و در وقت مشاهدهء ماه نقل شده كه بايد تنزيه حق - سبحانه و تعالى - به اين تنزيه نمود كه « سبحان من خلقه جميلًا » ، و اين

هامش
( 1 ) . انشقاق ، آيهء 1 .
( 2 ) . انبياء ، آيهء 106 .
( 3 ) . اسراء ، آيهء 12 .
ميراث حديث شيعه — صفحة 105 | مهدى مهريزى / على صدرائى خوئى