دليل است بر منزه بودن او - جلّ شأنه - از صفات اجسام كه جمع بين المتضادين و سواد و نور با جمال و كمال فرموده .
[ دليل تماثل اجسام و اثبات صانع و همهء صفات كمال ]
در تبيان از ابن عبّاس منقول است كه : حق تعالى در مبدء خلقت ، جوهرى آفريد ، و در بعضى جاها جوهر سبز ، و در بعضى ياقوت سبز واقع گرديد . حاصل ، نظر هيبت بر او انداخت ، بگداخت و آب گشت . بعضى از آن را به آتش تغليب فرمود و از آن جنّ را خلق فرمود ، و بعضى را تغليب به باد كردد و در بعضى جاها واقع شده كه تغليب به هوا فرمود ) و از آن ، ملائكه را آفريد ( 1 ) ، و بعضى را تغليب به خاك فرمود و از آن ، آدميان و ساير حيوانات آفريد ، و اصل همه آب است كه
« مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ »
. ( 2 ) پس با وجود اتّحاد عنصرى بر وفق مقتضاى مشيت ازلى ، اختلاف حركات و هيئات و صور و اعضا و قوا و افعال با اتّحاد اصلى دلالتى تمام دارد بر اين كه صانع واجب الوجود قادر عالم مريد مدرك سميع بصير حى صادق ، باقى است .
[ دليل حكمت ]
و باز ، جهت تخويف بندگان ، كسوف و خسوف در شمس و قمر قرار داده تا رجوع كنند به طاعت و مشغول گردند به عبادت ، و مُتَنبّه شوند كه ضَوء شمس و قمر ، نعمت بسيار عظيمى است كه به مجرد اين كه دمى ازالهء نور ايشان مىفرمايد ، اين همه
خوف عارض مىگردد . پس اگر والعياذ باللَّه ، اين حالت هميشه مىبود ، خلق چگونه زندگانى مىكردند ؟ و پيوسته در خوف و خطر و در معرض تزلزل بىمقر بودند . نه زراعتى مىشد و نه ثمرى به حصول مىرسيد .
[ دليل اثبات صانع و هم
هء صف
ات كمال و نعوت جلال ]
و باز معلوم است كه هر گاه آفتاب جهانتاب در معرض انكساف و افول
هامش
( 1 ) . خ ب : خلق كرد .
( 2 ) . الأنبياء : 30 .