است در بعضى از اوقات كه اينها منافع متّصلهء بدنى است .
امّا منافع متّصلهء به دنيا ، انقضاى مدّت ديون واجارات و اجير و انقضاى مدّت مُتعه و انقضاى عدّه است .
[ دليل اثبات صانع و اوصاف كمال و رد اقوال دهريه و طبيعيان و حدوث عالم ]
پس بدانكه ماه ، جرمى است و آفتاب ، جرمى است و اجسام ، همه متماثلاند در جسميّت و تمام ماهيّت ، و اشياى متساويه در تمام ماهيت ، ممتنع است اختلافشان در لوازم . پس حصول ضَوء در جِرم آفتاب و ماه ، امر جايز الوجودى است و ممتنع الحصول و العدم نيست ، و چون امر چنين است ، رجحان وجود ضَوء بر عدم آن البته بايد به ترجيح قادر و فاعل مختار باشد ، و هر چه فعل فاعل مختار باشد ، ايجاد و اعدام او مساوى است . اگر خواهد ، ايجاد فرمايد و اگر نخواهد ، اعدام فرمايد .
پس معلوم شد كه اسناد اين اختلافات حاصله در نور قمر به قرب و بُعد او از شمس نخواهد بود ؛ بلكه به سبب ايجاد قادر مختار خواهد بود . پس قادر مختار ، ازالهء نور از جِرم شمس و قمر مىكند و طبيعت عديمة الشعور ، اين نتواند كرد ومع هذا ، صفاتى كه حق - جلّ وعلا - در قرآن بيان فرموده ، در روز قيامت ، دليل است بر آنچه مذكور شد .
و باز ردَّ است بر حكمايى كه قائلاند به عدم خرق و التيام افلاك و آنها را قديم مىدانند ، و زعمِ فاسد ايشان اين است كه هر چه قديم باشد ، عدم بر او محال است .
پس بنا بر اين ، بايد بر طرف شدن و متفرق شدن افلاك و كواكب نيز محال باشد با آن كه حق تعالى مىفرمايد : در قيامت ، آسمانها از يكديگر خواهند پاشيد و شق خواهند شد و پيچيده خواهند شد مانند طومارى را كه به هم پيچند و كواكب ، از
يكديگر خواهند پاشيد ، كما قالَ عزّ شأنه :
« إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ * وَ إِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ »
( 1 )
« وَ إِذَا السَّماءُ كُشِطَتْ »
( 2 )
هامش
( 1 ) . تكوير ، آيهء 1 - 2 .
( 2 ) . تكوير ، آيهء 11 .