[ دليل وجود و قدرت و علم و حكمت و لطف تدبير ]
باز حق - جلّ و علا - كه خلق آسمان فرمود نه آفتابى بود و نه ماهى و نه كوكبى ، سايهء آسمان بر زمين افتاد و تاريكى متراكمى سختى زمين را فرو گرفت ، بعد از آن ، حق - سبحانه و تعالى - خلق آفتاب و كواكب فرمود ، و چون نارِ خالص و ظلمت خالصه موجب مَضارّ بسيار است ، اما ضَوءِ خالص كه كيفيت فايضهاى از آفتاب است ، افادهء گرمايى سخت مىكند و از زيادتى قوّت و شعاع ، حِسّ بَصَر را مىبَرَد و متحيّر مىسازد و اين مؤدّى به فساد است . و اما ظلمت خالصه ، مكروه طبع و سبب
تنفّر مزاج است و افادهء برودت قوى مىكند و گاه باشد سبب موت شود ، و اين نيز مؤدّى به فساد است از جهت آن كه تركيب انسانى ، تركيب ضعيفى است و حواسّ انسانيّه ، طاقت ادراك كيفيات امور قويّه ندارند ، زيرا كه نظر به ضوء قوى ، سبب كورى مىشود و شنيدن آوازهاى قويّه ، سبب كرى مىشود و ملامسهء گرماى سخت و سرماى سخت ، مورث موت مىشود . پس ناچار است از اعتدال در مدركات و محسوسات .
و سايه ، كيفيّت معتدلهاى است از امتزاج نور و ظلمت . پس پست فرموده و كشيده است سايه را از ما بين ظهور فجر تا طلوع آفتاب ، و اين زمان ، نيكوتر ازمنه است ؛ زيرا كه ظلمت خالصه سبب برودت مزاج و انقباض نور بصر است و شعاع شمس ، سبب سخونت و مفرّق نور بصر است ، و در آن زمان ، هر دو علّت منتفى است ، و اين معلوم است از كيفيات حاصله تحت سقفها و پناه ديوارها كه منشأ منافع بسيار است و اين كيفيت زايد است بر جسم و لَون و از نعم عظيمه و منافع جليه است .
[ باز دليل لطف تدبير و حكمت ]
و باز ، هر چند ارتفاع آفتاب زياد مىشود ، نقصان سايهها در جانب مغرب بيشتر مىشود و حركات متجدّد و متصرّماند و اندك اندك يافت مىشوند و دفعتاً حاصل نمىتوانند شد و اين ، منفعت عظيمى است كه اگر دفعتاً ازالهء اظلال مىفرمود ، سبب