تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧

[ دليل بر ثبوت حشر حيوانات ]

و نيز دليل است بر حشر حيوانات كريمهء
« وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا طائِرٍ يَطِيرُ بِجَناحَيْهِ إِلَّا أُمَمٌ أَمْثالُكُمْ ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ ثُمَّ إِلى رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ »

( 1 ) يعنى : نيست هيچ حيوانى كه راه رود بر روى زمين و نه مرغى كه به دو بال خود پرواز كند ، مگر امّتى چندند ، مانند شما در اين كه حق تعالى ايشان را خلق كرده است و حفظ مىنمايد و روزى مىدهد ، و تقصير نكرده‌ايم و ترك ننموده‌ايم در قرآن مجيد ( و يا در لوح محفوظ ) هيچ چيزى را پس به سوى خدا محشور مىشوند . پس حشر همه خواهد فرمود كه تدارك و تقاصّ مَظالم همهء ايشان از يكديگر بكند . پس احوال ثلاثهء حشر ، بعينها در آفتاب ، موجود است ؛ زيرا كه غروب آفتاب در مغرب ، مُشابه نفخهء فَزَع است ، و چون آفتاب نزديك به مغرب رسد ، هنوز زوال شفق نشده ، فَزَع و خوف ، مستولى مىشود بر حيوانات و هر يكى از آن ، متوجّه مأوا و مسكن خود مىگردند ، حتى وحوش و طيور ، و زوال بالكلّيه شفق ، مُشابه نفخهء صَعِق است كه هر حيوانى را خواب غلبه مىكند كه گويا مُرده و معدوم گرديده‌اند كه آوازشان بر طرف شده و نَفَس‌هاشان ساكن گرديده ، و طلوع مشابه نفخهء بعث و احياست ؛ زيرا كه چون آفتاب نزديك به مشرق مىرسد ، گويا نفخ روح نور مىشود در اموات عالم ظلمات ، و مشاهده احوال ثلاثهء آفتاب ، مُشعِر بر نفخات ثلاثهء حضرت اسرافيل است . و اين معلوم است كه ارواح ، اعظم و اقوىاند از اجسام . پس هرگاه در عالم اجسام جسمى باشد كه اين تأثيرات در او باشد ، پس چه بُعد دارد كه در عالم ارواح از مخلوقات خدا مَلَكى باشد كه او را نيز اين تاثيرات باشد ؟ مع هذا ، كلام خدا ناطق است به آن و اقاويل انبيا به مبدء و معاد ، مُخبر است از آن ، زيرا كه عالم افلاك با مَلَكى [ كه ] موكّل بر ايشان است و عالم ارواح با مَلَكى كه موكّل بر ايشان است ، مسخّرند تحت سرادقات قدرت و عزّت و عتبات الهيّه و ربوبيّه .

هامش
( 1 ) . انعام : 38 .