چون از عالىجاه ميرزا محمودخان ، اين نوع خلاف به ظهور رسيده و اولياى دولت ايران ، اگر در يك دفعه كار را سخت نگيرند و لازمه اهتمام را ننمايند ، همه روزه باعث دردسر و زحمت زياد خواهد گشت ؛ لهذا از اولياى اين دولت متبوع است كه حكمى به عهده ميرزا محمودخان با كمال ضرب و شتم صادر شود كه چنين عملى اتفاق افتاده است :
اگر همان سياهها را كه حمل آن كشتى بوده ، بِعِينها به دست آورده و از قرار دستورالعمل خود رفتار كردى ، فبها ، و الّا دويست تومان جريمه [ مىشوى ] و از اين شغل معزولى .
دور نيست كه از آن كماهتمامى كه عالىجاه ميرزا محمودخان در اين كار دارد ، با وجود چنين حكمى هم باز اين كار را به انجام نرساند ؛ اين قدر را هم در آن حكم بنويسند كه اگر ميرزا محمودخان خود از عهده برنيامد ، ناخدا و عمله كشتى را كه قرار بوده است موافق شرع قسم بخورند ، عالىجاه دريابيگى حكماً موافق قرار خود آنها قسم بدهد .
چون چاپار دوستدار ، اين دو روزه مىرود ، هر قدر زودتر اين حكم را ارسال دارند ، بهتر است .
از اينكه اين مرتبه اوّل است كه خلاف مأموريت از ميرزا محمودخان صادر شده است ، البته بر اولياى دولت ايران معلوم است كه از براى بعد ، اظهار نارضامندى تمام كه از رفتار عالىجاه مشاراليه دارند ، بيشتر ضرور است .
تحريراً 11 شهر محرم سنه 1270 .
GHI 1269 - 7 - 22 - 1
[ سند دوم ]
عاليجاها ! كفالت و كفايت همراها ! مجدت و فخامت پناها ! دوستان استظهارا ! مشفقا ! معظما !
مراسله مورخه 11 شهر محرمالحرام آن عالىجاه فخامتهمراه متعلقه به فقره بغله