تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره شعراى يزد — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
شعله را سوزندگى از آتش آه من است * دردناكى ناله را از درد جانكاه من است با وجود آنكه روزم تيره از زلف مهى است * شعله خود روشن هم از آه سحرگاه من است در طريق كعبه وصلش نمىخواهم دليل * رهبرى همچون محبت هادى راه من است اى دل شوريده راز عشق را از من مپرس * محرم سرّ محبت جان آگاه من است گشته‌ام بر نُه فلك غالب ز يمن بندگيش * پادشاه ملك خاور چاكر ماه من است

مير محمّد باقر « 1 »

مردى بافضيلت بوده و مكنت و ثروت فراوانى داشته است و گاهگاهى بر سبيل تنبه شعرى مىسروده است . از جمله رباعى ذيل است كه درج مىشود :
امشب كه بلا بر اين ستمكش بارد * از ديده همه شراب بىغش بارد من گريه نديده‌ام بدين بوالعجبى * كز ديده بجاى آب آتش بارد
سال تولد و وفاتش بدست نيامد .

ذهنى نقاش « 2 »

از جمله خوش‌طبعان و سرحلقه ارباب سوز و درد بوده است . چند شعر زير اثر طبع اوست :
هامش
( 1 ) . ص 209 جامع مفيدى ، ص 186 هفت‌اقليم . ( 2 ) . ص 290 آتشكدهء يزدان ، ص 210 جامع مفيدى .