تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره شعراى يزد — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠

رمزى « 1 »

نامش محمّد هادى فرزند حاج حبيب اللّه ، از شعراى اواخر قرن يازدهم ، و با مؤلف تذكرهء نصرآبادى ، معاصر بوده است . وى در كمال فقر و پريشانى بسر مىبرده و با وجود اين طبعى روان داشته است ، چنان كه هر لطيفه و مثلى را كه به نظرش مىرسيد فورا به صورت شعر در مىآورد . بيشتر عمر خود را در اصفهان گذرانيده است . سال تولد و وفاتش معلوم نشد .
« رمزى » ز كريم اگر خبردار شوى * از بهر عطاى او گنهكار شوى جز آنكه كنى گناه و احسان خواهى * مستوجب رحمت به چه كردار شوى

ناخدا « 2 »

اسمش احمد و تخلصش « ناخدا » و در ابتدا به شغل تجارت مشغول بود . ولى چون ورشكست شد ، بهترين متاع شكست‌ناپذير خود ، يعنى شعر و شاعرى را به بازار هند برد و در بندر سورت چكامه‌اى نزد فرمانرواى آنجا كه امير غياث الدّين نام داشته است خواند و مقبول نظرش واقع شد . از آن به بعد در نعمت برويش مفتوح گرديد و پس از قليل زمانى راه مكه را پيش گرفت ، لكن هنگام ورود به كعبه ، اجل دامن‌گيرش شد و در همان‌جا به سال 1083 مدفون گرديد .
در دعوى ما چو غير حقّ قاضى نيست * مستقبل حال ما كم از ماضى نيست در چنگ قضا اگر فتد جا دارد * هركس كه به دادهء خدا راضى نيست
*
به پيش اهل جهان آبرو نگهداريد * براى مطلب خود رو به كارساز كنيد
هامش
( 1 ) . ص 93 ريحانة الادب جلد دوم . ( 2 ) . ص 140 ريحانة الادب جلد چهارم ، ص 334 آتشكدهء يزدان .
تذكره شعراى يزد — صفحة 80 | عباس فتوحى يزدى