تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره شعراى يزد — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
كسوت درويشى ، نزد پادشاهان راه يافته است . اشعارى مىخوانده و انعامى مىگرفته است . بنا به قول مؤلف تذكرهء نصرآبادى ، گاهى هم به قهوه‌خانه پا مىنهاده است . سال ولادت و وفاتش بدست نيامد . نمونه‌اى از اشعار او نقل مىشود :
اين چارخليفه را كه مىدانى نغز * گويم سخنى با تو ز انصاف ملغز بادام خلافت از پى گردش دهر * افكند سه پوست تا برون آيد مغز
*
گردد مدام خون جگر در اياغ ما * گل همچو غنچه مشت شود بر دماغ ما اى لاله ناله چند نمايى ز داغ دل * كز تو هزار بار فزونست داغ ما بىشمع روى او به شب هجر چون كند * در شب‌چراغ يا گهر شب‌چراغ ما

صفى قلى يزدى « 1 »

مرحوم آيتى صاحب آتشكدهء يزدان ، در كتابش آورده كه صفى قلى بيك فرزند محمّد على بيك ( بانى محمّدآباد چاهك ) از شعراى عصر شاه صفى ، ( او نيز بانى كاروانسرايى در ميدان امير چقماق بوده است ) در سال 1066 قمرى جهان را وداع گفته در تفت در بقعهء شاه ولى مدفون شد . از اوست
تغافل برده از حد شوخ‌چشم من نمىداند * كه من هم در تلافىها نگاه غافلى دارم دلم را برده از كف بىخبر طفلى و از طفلى * به دنبال من افتاده است پندارد دلى دارم

صفى قلى بيك يزدى « 2 »

صفى قلى بيك يزدى ، خلف ملك سلطان جارچىباشى بود و در عهد شاه‌عباس ثانى ، به منصب وزارت يزد عروج نمود . اشعار زير از اوست :
هامش
( 1 ) . آيتى 303 - 302 ، نصرآبادى 73 - 72 ( 2 ) . ص 477 تذكرهء روز روشن
تذكره شعراى يزد — صفحة 74 | عباس فتوحى يزدى