درويش حيدر « 1 »
او نيز از اهل يزد بوده و همواره لباس پشمينه مىپوشيده و در سلك درويشان منسلك گشته . اگرچه فقير بوده ، ولى چيزى از كسى طلب نمىكرده و در حفظ آبروى خويش مىكوشيده است . رباعى زير اثر طبع وى است :
درويشانى كه از خدا دم زدهاند * پا بر سر عيش هر دو عالم زدهاند
اين هر دوجهان را به مثال دو سبو * بگرفته به هر دو دست و برهم زدهاند
محمّد مفيد « 2 »
محمّد مفيد ( صاحب جامع مفيدى ) فرزند نجم الدّين محمود بافقى و جدّش حبيب اللّه ، از مردم بافق يزد بوده ، او در سال 1082 به تأليف جامع مفيدى پرداخت و در سال 1090 پس از 8 سال كه مدام در سفر بود ، تأليف كتاب مذكور را به پايان رسانيد و آن را در سه مجلد تأليف كرده است . جلد اول به تاريخ يزد از عهد اسكندر الى امير تيمور گوركان و جلد دوم به تاريخ پس از آن تا دوران شاه سليمان صفوى كه مؤلف معاصر با او بوده است اختصاص دارد و جلد سوم كه بعدا منتشر شده ، مهمتر از دو جلد ديگر است . بعلاوه كتاب مختصر مفيد را در سال 1091 در لاهور به اتمام رسانده و مسلم است كه وى تا تاريخ 1091 در قيد حيات بوده است .
گذشته از اين محمّد مفيد ، شاعر هم بوده از جمله مثنوى زير است كه هنگامى كه به نجف اشرف مشرف شده سروده است :
اين چه زمين است كه عرش برين * رشك برد با همه رفعت بر اين
تافته انوار الهى بر او * فيض ازل نامتناهى در او
تازهگل رسته ز باغ خليل * روشن از او چشم و چراغ خليل
واسطهء فيض وجود همه * رابطهء بود و نبود همه
هامش
( 1 ) . ص 432 تذكرهء نصرآبادى .
( 2 ) . ص 303 از تذكرهء سخنوران