تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره شعراى يزد — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
*
چه منت است اگر ديده‌ام محبت از او * محبت است كه اين مىكند چه منت از او
*
آهم چو سرو در چمن روزگار ماند * اين مصرع بلند ز ما يادگار ماند
*
مشتاق دم تيغ ترا حال خرابست * خلقى همه لب‌تشنه و يك قطرهء آبست
*
چشمم تهى ز آب دمادم نمىشود * اين چشمه هرچه آب دهد كم نمىشود

هادى ابرقوئى « 1 »

در تذكرهء جهانبانى مسطور است كه هادى ابرقوئى برادر مير برهان ابرقوئى ، از شعراى قرن يازدهم هجرى بوده است و چند بيت از اشعار او را به شرح زير نقل نموده است :
مشو غائب ز چشمم چونكه جا در چشم من دارى * كه نور چشم را باشد هميشه مردمك منزل
*
كس ز مال خويشتن هرگز نبرده بهره‌اى * مىكند مى را ز بهر ديگران پيمانه جمع جمع زر هرگز نگردد پيش صاحب‌همّتان * خاك نتواند شدن با باد در يك‌خانه جمع
*
دل را به ديده مىفكند اضطراب اشك * چون كشتيى كه موج به گردابش افكند

ميرزا عبد اللّه « 2 »

وى فرزند مير اجرى سابق الذكر است ، كه در كمال اهليت و شايستگى بوده ،
هامش
( 1 ) . ص 355 از تذكرهء سخنوران ، ص 706 از گلچين جهانبانى ، ص 1725 از گلزار جاويدان جلد سوم ص 919 تذكرهء روز روشن ( 2 ) . ص 190 تذكره نصرآبادى .