تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره شعراى يزد — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
اشعار زير را به شوخى نسبت داده‌اند . در وصف يزد و تفت و اهرستان
حبذا آب تفت و اهرستان * كه چو خلد برين بود به جهان هست هر باغ آن چو فردوسى * هر طرف كشورى زلال و روان چون دم عيسى است روح‌افزا * راح و روحش كه هست راحت جان مرد در رقص از گلزار صبا * بلبلان در فغان به صد دستان تا ابد باد تازه و معمور * فارغ از صدمت دبور و خزان
ماده تاريخ شوخى ، از گوينده‌اى نامعلوم كه به شرح زير سروده است .
شوخى آن بىقرينهء عالم * كه نبودش در اين زمانه قرين از عرب تا عجم به صنعت او * ندهد كس نشان به روى زمين شرح تاريخ فوتش آن پرسيد * گفتمش جاى او بهشت برين ( 990 )
بنابراين تاريخ وفات شوخى در سال 990 قمرى بوده است .

غياثى « 1 »

نامش شاه عبد العلى و مريد شاه ولى شمس الدّين بوده است . غياثى دوبيتى در ماده تاريخ شاه ولى سروده و بر سنگ قبرش نقر نموده است . دو بيت
شمس فلك وفا به فيض ازلى * رو سوى بهشت كرد با مهر على چون معتقد شاه ولى بود بجوى * تاريخ وى از - معتقد شاه ولى ( 965 )
هامش
( 1 ) . ص 315 از تاريخ يزد آيتى
تذكره شعراى يزد — صفحة 58 | عباس فتوحى يزدى