تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره شعراى يزد — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦

شرقى « 1 »

نامش محمّد و از خاندان مولانا شرف الدّين على يزدى است . مؤلف تذكرهء پژمان و آتشكدهء آذر ، در كتاب خود تخلّص او را شرقى نوشته‌اند ولى آتشكدهء يزدان ، وى را شرفى معرفى نموده ، به‌هرحال چندى در يزد ، مقام وكالت نعمت اللّه باقى را داشته و سرانجام ، در قزوين به حضور شاه‌طهماسب بار يافته و آوازهء شهرتش به هر طرف پيچيده ، سال وفاتش را 988 قمرى نوشته‌اند . اشعارى از او كه در تذكره‌اى مضبوط بود نگاشته مىشود .
خواستم بهر فراغت به جهان ماوائى * خوش‌تر از گوشهء ميخانه نديدم جايى
رباعى
خواهم كه به كام خويش اى مهر گسل * در زلف دلاويز تو آويزم دل چين در سر زلف دلكشت نگذارم * تا هيچ دلى در او نگيرد منزل

فيضى يزدى « 2 »

او مردى فقير و درويش‌مسلك بوده ، و در دوران صفويه مىزيسته ، و به عصارى اشتغال داشته است . از اوست :
گر نباشد يار را مهر و وفا كين هم خوشست * من بر آنها پرمقيد نيستم اين هم خوشست گوشهء ميخانه جاى باصفايى بوده است * بىتكلف گوشهء ميخانه جايى بوده است
ماده تاريخى در وفات غزالى معروف سروده كه نقل مىگردد :
هامش
( 1 ) . ص 239 تذكرهء پژمان ، آتشكدهء آذر ، ص 29 آتشكدهء يزدان ، تذكرهء هفت‌اقليم ( 2 ) . ص 1104 از گلزار جاويدان جلد دوم
تذكره شعراى يزد — صفحة 56 | عباس فتوحى يزدى