قدوهء « 1 » نظم غزالى كه سخن * همه از طبع خداداد نوشت
نامهء زندگى او ناگاه * آسمان بر ورق باد نوشت
عقل تاريخ وفاتش به دو طرز ( سنهء نهصد و هشتاد ) نوشت
حروف « سنهء 980 » به حساب جمل 980 است و اين صنعت بديع را فيضى مبتكر آن است .
شوخى « 2 »
شاعرى شوخ بوده ، و در يزد به ظرافت معروف ، نام و نشانش را نجستيم ، ولى نگارنده تاريخ يزد ( آيتى ) در كتابش مىنويسد : آرامگاه و ماده تاريخ او از گويندهء نامعلومى در وفاتش جسته ، اضافه مىكند روزى به مسجد فرط در محلهء دارالشفاء گذشتم ديدم در ديوار مسجد سنگى كوچك از مرمر با چند فرد شعر نصب است دقت كردم معلوم شد قبر و تاريخ وفات شوخى شاعر است ( به طرفى كه صومعهء كوچكى است مشهور به قدمگاه حضرت رضا ( ع ) زيرا مشهور است كه در زمان حضرت رضا ، مسجد فرط وجود داشته و بعضى آن را مسجد فرد گفتهاند چه در صدر اسلام منحصربهفرد بوده است ) .
اشعار شوخى بر خلاف نام و نشان و تاريخ حيات و مماتش در تذكرهها موجود است از جمله :
ترسم چو بنگرم نظر او بُوَد به غير * ميرم ز رشك و چشم بهسويش نيفكنم
نيز
مىخواهم از خدا به دعا صد هزار جان * تا صد هزار بار بميرم براى تو
هامش
( 1 ) . پيشوا ، مقتدا .
( 2 ) . ص 298 از تاريخ يزد ( آيتى )