تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره شعراى يزد — صفحة 647

مساهمون:

ص٦٤٧

ضيائى مروستى

آيتى در تاريخ يزد او را شاعرى از اهل مروست يزد ، با تخلّص ضيائى نام برده است .
خسرو مهر نشيند چو بر اورنگ حَمل * عامل ناميه را بخشد طغرا « 1 » ى امل باغ از بوى قرنفل ، مگر آورده صداع * كز گل سرخ نموده است مرتب صندل

طائف يزدى « 2 »

از طايفان حريم خوش‌نوائى بوده است . بيت
اى خون شده دل ناله ز بيداد كه كردى * من سوختم از رشك بگو ياد كه كردى

عزّتى يزدى

به قول صاحب هفت‌اقليم در شاعرى به ساحرى مشهور و در صناعت شعر و سخن به سامرى مذكور . از اوست :
كجاست قابل داغ غمت دل همه‌كس * گُلى است اينكه نمىرويد از گِل همه‌كس

عبد العلى يزدى « 3 »

از سادات يزد بوده و بيت زير از اوست :
از سخن ناگفتنت صد مدّعا فهميده‌ام * آنچه مىخواهى بگوئى از ادا فهميده‌ام

عبد الغنى يزدى « 4 »

او از موزون‌طبعان يزد بوده است .
هامش
( 1 ) . فرمان - منشور ( 2 ) . تذكرهء صبا ، ص 410 ( 3 ) . صبا ، ص 436 ( 4 ) . صبا ، ص 438
تذكره شعراى يزد — صفحة 647 | عباس فتوحى يزدى