تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره شعراى يزد — صفحة 639

مساهمون:

ص٦٣٩
دريا به چشمهاى تو سوگند خورده است * ياقوت سرخ ، لعل فريبا نگاه كن در موج آبهاى پريشان زندگى * آرامش مكرر فردا ، نگاه كن با دست سرنوشت تو پيوند مىخورد * خط بهشت و برزخ و دنيا نگاه كن اى بهترين بهانه براى نمردنم * يا قطع كن اميد مرا يا نگاه كن
*
براى رد شدن از تو عبور كافى نيست * براى آنكه بمانم حضور كافى نيست چقدر دوره كنم واژه‌هاى پلكت را ؟ * چقدر دوره كنم هى ؟ مرور كافى نيست براى هضم نگاه غرورآميزت * مرا تحمل سنگ صبور كافى نيست تمام زندگىام زير پاى تو لِه شد * تمام زندگى من ، چه‌جور كافى نيست ؟ مرا كه ذوب شدم با تبسم تلخت * وجود اين‌همه شوق و سرور كافى نيست كمى غروب بياور براى اين احساس * براى خواندن چشم تو نور كافى نيست بگو كه روى درختان سرو بنويسند * به يادگار كه : تنها غرور كافى نيست

وافى ( نوا )

نسرين وافى ، فرزند حبيب اللّه ، و متخلّص به « نوا » ، در شهريور 1353 ش ديده به جهان گشود . وى تحصيلاتش را تا دورهء كارشناسى زبان و ادبيات فارسى ادامه داد و اكنون در سازمان صدا و سيماى يزد به فعّاليت مشغول است . او سرودن شعر را در دورهء راهنمايى آغاز كرد و اشعار او بيشتر به سبك شعر نيمايى و كلاسيك است . اكنون نمونه‌اى از اشعارش نقل مىشود : آينه خوبىها
تو ، دلت آينهء خوبىهاست * دست خورشيدى تو عاشق باغچه‌هاست * سينه‌ات جايگاه مهر و وفاست غصه‌ها در تو ندارد راهى * تو به همراه بهار ، تو به همراه نسيم