كلام بيهده هرگز مگو مصدق اگر * طلب كنى سخن آنكه غم كند زائل
*
دلم بهارى و چشمم هميشه بارانى است * فرازِ پنجره و قاب و شيشه بارانى است
به ياد لاله و سبزينههاى نوروزى * ز ابر ديدهء دل باغ و بيشه بارانى است
ميرجليلى
خديجه ميرجليلى در دى 1347 ش در اردكان متولّد شد . وى تحصيلات خود را تا دورهء كارشناسى هنرهاى تجسّمى در اصفهان ادامه داد . او اكنون دبير طرّاحى ، نقّاشى و خط دبيرستانهاى اردكان است . ميرجليلى گاهى به سرودن شعر مىپردازد كه نمونهاى از آن در ذيل نقل مىشود :
محرم راز
اى از همه بىنياز اى دوست * وى محرم پاك راز اى دوست
باغ دل عاشقان جوان كن * با عطر خوش نماز اى دوست
با خلوت خويشم آشنا كُن * اى مظهر كبر و ناز اى دوست
من تشنهء وصلت تو هستم * از من مكن احتراز اى دوست
من عاجز و غرق در نيازم * اى از همه بىنياز اى دوست
چاوش عشق
عاشقان مژده كه از راه علمدار رسيد * گل فشانيد به راهش گل بىخار رسيد
قمريان چمن ، آواى صفا ساز كنيد * كز سر مهر و وفا يار وفادار رسيد
چاوش عشق به گوش همه آواز دهد * يوسف گمشده آن قافلهسالار رسيد
رادمردى كه جهان پهنهء آوازه اوست * تا كند رهبرى مردم بيدار رسيد
همه در شور و نشاطند كه از يارى بخت * يار آئينهدل از مشرق انوار رسيد
مهرابى
عاليه مهرابى ، فرزند احمد ، در سال 1359 ش در مريمآباد يزد به دنيا آمد . وى