با اميد بخشش و انعام بىپايان تو * سر به درگاه تو مىسائيم از روى نياز
ميهمان بزم جانانيم در ماه صيام * زين سعادت زين شرف بر ديگران داريم ناز
با دلى بشكسته و پشتى خم از بار گناه * شرمساريم و خجل در پيش تو اى دلنواز
اى كه رحمانى به دنيا ، اى رحيم آخرت * مشكل ما را ز لطف و جود و احسان چارهساز
خداى عشق
چشم فلك نديده مثال تو يا على * در حيرتست از تو همه ماسوى على
اى خانهزاد كعبهء عشاق حقپرست * اى مطلع خجستهء شمس الضّحى على
اى بىقرار عشق خدا اى خداى عشق * يكدم نشد شوى تو جدا از خدا على
بعد از نبى تجلّى حق از وجود توست * دل بىفروغ مهر تو شد بىبها على
اى اوّلين وصّى پيمبر امام ما * كامل شد از ولاى تو ايمان ما على
تنديس عشق و معرفت و علم و حكمتى * اى مظهر عطوفت و مهر و وفا على
درج فضائل تو نگنجد به دفترى * برتر ز هر نوشتهاى و گفتهها على
گويند اگر تمام خلائق ثناى تو * هرگز نباشد آنچه تو هستى سزا على
در وقت كار و كوشش و در قهر و آشتى * با عدل و داد شد عملت باصفا على
از شدّت عدالت تو تيغ كين نشست * بر فرق نازنين تو يا مرتضى على
غير از تو كيست ؟ آنكه سرايد سرود عشق * فُزْتُ وَ ربّ الكعبة به محراب يا على
عالم فداى زخم سر و سوز سينهات * مظلوميت گواه حقيقت تو را على
از اوست :
صداى پاى تو پيچيد توى كوچهء دل * عزيز من قدم آهستهتر بردار و بهل
براهت اى گل نيلوفرى ز ديده سرشك * فشاندهام نكند پاى خود نهى بر گِل
دلم سوار بر امواج بحر عشق تو شد * سوار سوخته را بين به برترين محمل
جهان به رقص درآمد ز ساز چشمانت * دمى نماند كه زين ماجرا شوم بيدل
اگر هواى تو از سر رود مرا بيرون * تمام زندگيم هست پوچ و بىحاصل
چو لحظهاى بكشم بار زحمت تو به دوش * هزار راحت جان مىبرم از آن مشكل
اگر به سايه نشيند شعاعِ مهر رخت * خزان شود چمن و سعى باغبان باطل