آرام جان و همدم ايّام كودكى * جانبخش و دلنواز به گوشم نواى تو
بعد از خدا تو مايهء آرامش منى * اى خوبتر ز خوب ، منم آشناى تو
در مصحف كريم سفارش به امّ و ابْ * مرضى خدا نموده مرا از رضاى تو
در زندگى صبور و فداكار و باوفا * چون تو نيافريده كسى را خداى تو
گر خستهاى ز رنج و ز آلام روزگار * رتبه نگر چنانكه جنان زير پاى تو
مدح تو بىحساب به هرجا شنيدهام * « حالت » سروده مطلع شعرى سزاى تو
« اى مادر عزيز كه جانم فداى تو * قربان مهربانى و لطف و صفاى تو »
« بيكى » چه داشت لايق مادر ولى به شعر * ترتيب داده تك غزلى از براى تو
الگو گرفته از گل بستان مصطفى * زهرا و زينباند شفيع و شفاى تو
سلام
به نزد تو تقديم گردد سلام * سلامى كه نايد به وصف كلام
سلامى چو عطر و شميم گلاب * سلامى به پاكى باران و آب
سلامى چو لاله نشان از شهيد * سلامى چو گلهاى سرخ و سفيد
به نيكوسير مردم اين ديار * جوان و كهنسال و كودك نثار
به زارع به كاسب ، معلم ، مدير * به كارىگر و كارمند و دبير
به نقاش و نساج و سازندگان * به خبّاز و بزّاز و رانندگان
به انواع و اقسام اصناف و كار * به شاگرد و سرباز و استادكار
مهاجر مسافر به گشتوگذار * شمال و جنوب و يمين و يسار
ز « بيكى » دعا يزد اى شهر من * خدايت نگهدارد از اهرمن
ز آب و هنر اى نگين كوير * از آن بهرهمند و از اين بهرهگير
قرار دل
اى واى من ز حسرت و آه و شرار دل * آبم ز سر گذشت و ندارم قرار دل
از آب ديده راز دلم گشته آشكار * تا كى ز دست ديده خرابست كار دل
كارم شده چو شمع به ايام سوختن * پروانهاى نمانده يمين و يسار دل
هجر و وصال من شده همپاى سوز و ساز * راهى دگر نمانده براى فرار دل