طعنه و تكذيب و استهزاء مردم كار تو * خدعه و نيرنگ و مكر باشد تو را در هر كلام
خوردن پول ربا و رشوه و مال يتيم * افترا و غيبت و تهمت تو را باشد مرام
آنچه حق دستور داده بىتفاوت گشتهاى * آنچه شيطان گفت در پايش نمودى تو قيام
خواب غفلت تا به كى اكنون دگر بيدار شو * مىرسد روز عقاب وقت و زمان انتقام
گر تمام اهل عالم مالكش روزى شوى * يك كفن با خود برى در زير خاك گيرى دوام
غافلان ، دنياى دون را هيچ نبود اعتبار * هيچكس از اين جهان بىوفا نابرده كام
راه شيطانى و راه نفس هر دو باطل است * تا به كى فرمان باطل مىبرى تو از عوام
گر بخواهى توشهاى از بهرِ عقبايت برى * راه باطل را رها كن سوى حق بردار گام
همچو « عرفان » ملتجى شو در بَر مولا على ( ع ) * پيشواى متقين آن سرور عالىمقام
قاسمىپور
نامش عليرضا ، فرزند غلامحسين ، و ملقّب به « قاسمىپور » . وى در يزد تولّد يافت و داراى مدرك كارشناسى است . او سرودههايش را در مجموعهاى به نام « زير پوتينهاى ارباب زمستان » به چاپ رسانده است . در ذيل نمونهاى از اشعارش آورده مىشود :
شاخهها
شاخهها را نشكنيد * شاخه شايد مىشود روزى عصا
دستگير پيرمردى بينوا * دستگير پيرمرد بينوا را نشكنيد
شاخهها را نشكنيد * شاخه شايد مىشود گهوارهاى
مهد شيرخوارهاى * خواب را در چشم طفلان
بىمحابا نشكنيد * شاخهها را نشكنيد