تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره شعراى يزد — صفحة 593

مساهمون:

ص٥٩٣
همه جا خلقت تو آيه‌اى از لطف خدا * به كدامين صفتت سجده كنم من به درگاه خدا ؟ * به تحمّل ؟ به صبورى ؟ * به عطوفت ؟ به وفا ؟ * يا به عشق ملكوتى تو از مهر و صفا مادرم * خوب خودت مىدانى كه چرا اسماعيل * وندر آن وادى خشكِ برهوت پاى خود را به زمين مىكوبيد * او به درگاه خدا مىناليد كه اى خدا مادرِ من را ز غمِ من برهان * و تو اى مظهر خوبى و صفا همچنان بين صفا و مروه * با اميدى چو دل سنگ سترگ خسته از گرمى خشك برهوت * بهر او آب طلب مىكردى درس اميد و وفا مىدادى * نغمه شكر به درگاه خدا مىخواندى ناگهان * اشك زمين جارى شد وه چه اشكى به زلالى نگاهت مادر * وه چه آبى چو صفاى دلِ تو وه چه آبى ! ! زمزم