تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره شعراى يزد — صفحة 590

مساهمون:

ص٥٩٠
اسيرِ پرىِ قشنگِ تبم . * من اينجا اسيرِ معماىِ گمگشتگى به شبهاىِ سرد ، * و ليكن هنوز پر از انتظار و اميد * به تكرارِ اين كوچه‌ها نشانىِ پاىِ تو را جستجو مىكنم .
* * *
در اين كاهگلى كوچه‌هاىِ شبانِ سياه * در اين غربت و بىكسى اگرچه به هر گوشه‌اى سايه افكنده مرگ * و ليكن تنِ پرتبش به فانوسِ بيدارىِ شوقِ تو زنده است .
* * * *
صداىِ نفسهاىِ تو * به پيچ‌وخم كوچه‌ها مىرسد . فضا روشن است و هوا گرمِ گرم * پر از التهابم ، تنم داغِ داغ . . .

طباطبايى ندوشن ( اميد )

سيد فضل اللّه طباطبايى ندوشن ، متخلّص به « اميد » ، در سال 1343 ش در روستاى ندوشن از توابع يزد چشم به جهان گشود . وى تحصيلات خود را تا دورهء كاردانى در مركز تربيت معلم ادامه داد و اكنون به تدريس در مدارس راهنمايى اشتغال دارد . او از سال 1360 ش سرودن شعر را آغاز كرد . « نگاه تو » عنوان يكى از غزلهاى اوست كه نقل مىشود :