نگاه تو
دوست دارمت وطن با تمامى وجود * مىبرم به خاك تو آفتاب من سجود
در درون سينهام لانه كرده عشق تو * اى هميشه آسمان زير گنبد كبود
تا قَدر پيالهاى پر كند ز اشك من * بر تو كردهام قيام بر تو مىكنم قعود
مادر وطن هنوز داغدار لالهاى * مىرسد ز ناى تو نالههاى رود رود
از هجوم روزگار زخمها به يادگار * جاى مانده بر تنت مثل نقش تاروپود
آبى نگاه تو صد كتاب مثنوى است * مىشود كنار تو يك سبد غزل سرود
طرح ديگر
بيا به كوچه دريادلان سرى بزنيم * كه در حوالى امواج ساغرى بزنيم
بيا به حرمت آلالههاى دشت جنون * تفؤلى به نگاه كبوترى بزنيم
خداى را چه شود خيل شبشكاران باز ؟ ! * به كورچشمى شيطان منوّرى بزنيم
دوباره سبز شود گل كناره پنجرهها * اگر به سينهء پاييز خنجرى بزنيم
غزال شعر فريبنده از نفس افتاد * به تاروپود غزل طرح ديگرى بزنيم
اختر تابان عشق
اى شهيد اى اختر تابان عشق * بستهاى روز ازل پيمان عشق
جان به كف بنهادهاى در راه يار * نقد جان عاشقان تاوان عشق
هفتخوان را پشت سر بنهادهاى * ميهمانى ، در جنان بر خوان عشق
قصهء فرهادها از ياد رفت * جان شيرين كردهاى قربان عشق
كَندهاى با تيشهِ خون بيستون * آفرين فرهادِ كوهستان عشق
درس مردى از على ( ع ) آموختى * در كلاس كربلا ميدان عشق
طيّبات
جليل طيّبات ، فرزند محمّد على ، در 1318 ش در يزد متولّد شد . وى تحصيلات خود را تا دورهء كارشناسى جغرافيا به پايان رساند . سپس به استخدام آموزش و پرورش درآمد . او در دوران خدمتش دبيرى فعّال و خوشنام بود و اكنون كه به افتخار