تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره شعراى يزد — صفحة 591

مساهمون:

ص٥٩١
نگاه تو
دوست دارمت وطن با تمامى وجود * مىبرم به خاك تو آفتاب من سجود در درون سينه‌ام لانه كرده عشق تو * اى هميشه آسمان زير گنبد كبود تا قَدر پياله‌اى پر كند ز اشك من * بر تو كرده‌ام قيام بر تو مىكنم قعود مادر وطن هنوز داغدار لاله‌اى * مىرسد ز ناى تو ناله‌هاى رود رود از هجوم روزگار زخم‌ها به يادگار * جاى مانده بر تنت مثل نقش تاروپود آبى نگاه تو صد كتاب مثنوى است * مىشود كنار تو يك سبد غزل سرود
طرح ديگر
بيا به كوچه دريادلان سرى بزنيم * كه در حوالى امواج ساغرى بزنيم بيا به حرمت آلاله‌هاى دشت جنون * تفؤلى به نگاه كبوترى بزنيم خداى را چه شود خيل شب‌شكاران باز ؟ ! * به كورچشمى شيطان منوّرى بزنيم دوباره سبز شود گل كناره پنجره‌ها * اگر به سينهء پاييز خنجرى بزنيم غزال شعر فريبنده از نفس افتاد * به تاروپود غزل طرح ديگرى بزنيم
اختر تابان عشق
اى شهيد اى اختر تابان عشق * بسته‌اى روز ازل پيمان عشق جان به كف بنهاده‌اى در راه يار * نقد جان عاشقان تاوان عشق هفت‌خوان را پشت سر بنهاده‌اى * ميهمانى ، در جنان بر خوان عشق قصهء فرهادها از ياد رفت * جان شيرين كرده‌اى قربان عشق كَنده‌اى با تيشهِ خون بيستون * آفرين فرهادِ كوهستان عشق درس مردى از على ( ع ) آموختى * در كلاس كربلا ميدان عشق

طيّبات

جليل طيّبات ، فرزند محمّد على ، در 1318 ش در يزد متولّد شد . وى تحصيلات خود را تا دورهء كارشناسى جغرافيا به پايان رساند . سپس به استخدام آموزش و پرورش درآمد . او در دوران خدمتش دبيرى فعّال و خوشنام بود و اكنون كه به افتخار