تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره شعراى يزد — صفحة 588

مساهمون:

ص٥٨٨
شعر من جلوه‌گه شادى نيست * شرح خونين‌دل است جوشش عشق و وفاست * شعرم احرام ز خون دل من بسته در حج نياز * شعر من شوق رضاست شعر من عشق به كانون صفاست * زنده از عشق خداست .
صفاى آينه‌ها
صفا گرفت دلم از صفاى آينه‌ها * شكفت غنچه ذوق از جلاى آينه‌ها به بزم روشن مهتاب با سحر گفتم * حديث روشن عشق آشناى آينه‌ها به كوچه‌هاى تخيّل نشسته‌ام مشتاق * به زير سايهء فرّ هماى آينه‌ها به شهر روشن باور به فصل سبز نگاه * جلا گرفت دلم از جلاى آينه‌هاى كجاست تيشهء فرهاد تا بيان سازد * حكايت غم « شيرين » براى آينه‌ها
چگونه گذشت كه لاله كاشتى
به باد رفت دو صد ابر و آفتاب نشد * جمال دلكش دلدار بىنقاب نشد شبم ز نيمه گذشت و ز شرق روشن وصل * براى كشتن اندوه ماهتاب نشد سفر گزيد نگار من و به كوى فراق * تحمّل غم هجرش به صبر و تاب نشد چو باز كرد صبا پيچ‌وتاب گيسوى يار * دلى نماند كه از بىدلى خراب نشد به دشت عمر بسى لاله كاشتى « شيرين » * گلى به خوبى و زيبايى شباب نشد

صادقىپور ميبدى

دكتر محمّد على صادقىپور ميبدى در آذر 1350 ش در ميبد قدم به عرصهء حيات نهاد . وى تحصيلات خود را تا اخذ دانشنامهء پزشكى از تهران ادامه داد . اشعار او بيشتر به سبك نيمايى است . مجموعه اشعار او به نام « پر از التهابم ، تنم داغ