تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره شعراى يزد — صفحة 586

مساهمون:

ص٥٨٦
خلوت‌نشين نجيبم ! دورى ولى با تو هستم * مىآيد امشب خيالت تا وعده‌گاه من و تو
دو بيت شعر و يك امضاء
وقتى به خلوت غمِ من پا گذاشتى * زخمى ز عشق روى دلم جا گذاشتى گفتى سراغ خانه من از غروب پرس * اما هزار خانه مُعما گذاشتى باور نمىكنم تو مرا طرد كرده‌اى * در خاطرات شب‌زده تنها گذاشتى باور نمىكنم كه تو با طبع دلكشت * بر روى تكه‌هاى دلم پا گذاشتى گفتم به من ببخش غزلهاى تازه‌تر * رفتى دوباره وعدهء فردا گذاشتى رفتى و از تمام خودت مهربان من * تنها دو بيت شعر و يك امضاء گذاشتى

صادق‌منش ( صادق )

محمود صادق‌منش ، فرزند بمانعلى ، ملقّب به صادق‌منش ، و متخلّص به صادق ، در سال 1324 ش در حسن‌آباد مشير يزد پا به عرصهء جهان نهاد . وى پس از گذراندن دوران طفوليت براثر ذوق و استعداد ذاتى خود به سرودن شعر پرداخت . او عضو انجمن ادبى كتابخانهء مرحوم وزيرى است . نمونه‌اى از اشعار وى در ذيل نقل مىشود : در مدح مولاى متقيان حضرت على ( ع )
ما نه لب بر لب پيمانه نه صهبا زده‌ايم * نى دم از وصف گل و زلف چليپا زده‌ايم فارغ از درد و غم و محنت اين دار فنا * بر سر آنچه كه دل مىطلبد پا زده‌ايم مست عشقيم و چو مجنون پى گمگشتهء خويش * گه به صحرا دل و گه بر دل دريا زده‌ايم هركسى را به جهان پشت و پناهى است ولى * ما به دامان على دست تولا زده‌ايم همچو « صادق » كه ز ميخانهء وحدت شده مست * از كف ساقى كوثر دوسه مينا زده‌ايم
يادش بخير مادر
اى خوش آن روزى كه ما در دل قرارى داشتيم * فارغ از جور خزان خرّم بهارى داشتيم
تذكره شعراى يزد — صفحة 586 | عباس فتوحى يزدى