تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره شعراى يزد — صفحة 585

مساهمون:

ص٥٨٥
روزى خيال ساكت و آرام باغها * لبريز از ترانه و آواز مىشود خوش باد فرصتى كه به يمن بهار سبز * فصل جوانى و طرب آغاز مىشود فرخنده باد بخت بلندى كه روز وصل * صبحى خجسته با همه دمساز مىشود هركس فتاده از نظر مهربان دوست * با مهر او دوباره سرافراز مىشود « فرياد » غم مخور كه پس از شام انتظار * فردا دوباره موسم پرواز مىشود

شاكر

مرضيه شاكر در سال 1355 ش در اردكان قدم به عرصهء حيات نهاد . وى تحصيلات خود را تا دورهء كارشناسى زمين‌شناسى ادامه داد . او سرودن شعر را در سيزده‌سالگى آغاز كرد و بيشتر اشعارش در قالب غزل است . نمونه‌اى از اشعار وى در ذيل نقل مىشود : اتفاقى
از عشق مىگويم امشب ، عشق اين گناه من و تو * از اتفاقى كه افتاد بين نگاه من و تو شبهايمان بىستاره است مىدانم ، امّا غمى نيست * فانوسها مىنشينند يك شب به راه من و تو ديدم شبى عشقمان را بردند تا مسلخ وصل * يك خط قرمز كشيدند بر اشتباه من و تو خالى است دست اميدم يك‌لحظه خوبم بينديش * جز ناله آيا چه بوده است سوداى آه من و تو گفتم كه تنگ است اين دل حرفى بزن تا ببارم * گفتى سپيد سپيد است بخت سياه من و تو تاوان سنگين عشق است تنهايى و بىپناهى * عمرى است مهمان اشكيم اشك اين پناه من و تو تنها من و تو نبوديم قربانى آتش عشق * بگذار دل هم بسوزد پاى گناه من و تو
تذكره شعراى يزد — صفحة 585 | عباس فتوحى يزدى