تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره شعراى يزد — صفحة 584

مساهمون:

ص٥٨٤

شفائى اردكانى ( فرياد )

صفر على شفائى اردكانى ، فرزند محمّد ، و متخلّص به « فرياد » . وى تحصيلات خود را تا دورهء كارشناسى علوم تربيتى ادامه داد . سپس به استخدام آموزش و پرورش اردكان درآمد . اشعار او بيشتر در قالب غزل و مثنوى و به سبك نيمايى است . او همچنين در زمينهء قصه‌نويسى و شعر آثارى را به چاپ رسانده است ، از جمله : مجموعهء شعر « تماشا » و مجموعهء داستان « هفت‌آسمان » . نمونه‌اى از اشعار وى در ذيل نقل مىشود : گريه
چشم زمانه از غمت اى يار گريه كرد * وقتى كه ديد چشم تو خونبار گريه كرد عباس اى وسيع‌تر از پهنهء فرات * آرى فرات از غمت اى يار گريه كرد وقتى كه تير چشم تو را بوسه‌گاه ساخت * چشمش براى چشم تو صدبار گريه كرد وقتى علم فتاد از آن دست باوفا * دردا عَلَم براى علمدار گريه كرد سقاى نينوا چو از اين درد خون گريست * چشمان سنگ هم به خدا زار گريه كرد آنگه كه سر به دامن خورشيد مىنهاد * خورشيد هم ز داغ گران‌بار گريه كرد وان لحظه‌اى كه آب ز دستت فتاد و ريخت * عرش خدا ز واقعه بسيار گريه كرد
خيال وصل
در مسير آشنايى با تو من يارم هنوز * با همه فرزانگى مستى بُوَد كارم هنوز با پرىرويان عاشق‌كُش به راه عاشقى * گرچه عمرم شد فنا اما وفا دارم هنوز با خيال وصل گلها در حريم آرزو * مىشكوفد نغمه‌ها از شعر پربارم هنوز در درون خلوتم از شامگاهان تا سحر * اشك‌ريزان من به فكر آن ستمكارم هنوز گرچه در شام غم هجر تو مويم شد سپيد * من هواى وصل رويت را به سر دارم هنوز
موسم پرواز
فردا دوباره موسم پرواز مىشود * بگشاى پر ، كه پنجره‌ها باز مىشود وقتى قفس شكفت و فضا بوى گل گرفت * مرغ دل شكفته غزل‌ساز مىشود