تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره شعراى يزد — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
و له ايضا
تكيه كردم بر وفاى او غلط كردم غلط * باختم جان در هواى او غلط كردم غلط عمر كردم صرف او فعل عبث كردم عبث * ساختم جان را فداى او غلط كردم غلط دل به داغش مبتلا كردم خطا كردم خطا * سوختم خود را براى او غلط كردم غلط اينكه دل بستم به مهر عارضش بد بود بد * جان كه دادم در هواى او غلط كردم غلط همچو « وحشى » رفت جانم در هوايش حيف حيف * خوى كردم با جفاى او غلط كردم غلط
رباعى
اى جان و تنم مطيع و شوق تو مطاع * رفتى و جدا زان رخ خورشيد شعاع هيهات كه جان وداع تن كرد و نداد * چندان مهلت كه تن شتابد بوداع
ايضا
خوش آنكه شود بساط مهجورى طى * در بزم وصال مِى ، كشم پىدرپى مىجويمت آن چنان كه مهجور وصال * مشتاق توام چنان كه مخمور به مِى

كاتب يزدى « 1 »

صاحب نگارستان سخن ، او را به همين نام ( كاتب ) مىشناسند و تولدش را در سال 930 قمرى و وفاتش را در سنهء 1000 قمرى در لاهور مىداند . از اوست :
دى جانب صحرا خواند آن تُرك پسر ما را * مشكل كه كسى بيند در شهر ، دگر ما را
*
ترسم كه كند محنت هجر تو هلاكم * جايى كه تو هرگز نبرى راه به خاكم
هامش
( 1 ) . ص 261 تذكرهء سخنوران ص 1151 از گلزار جاويدان جلد سوم . آذر ص 276
تذكره شعراى يزد — صفحة 43 | عباس فتوحى يزدى