شعر مىپردازد كه در ذيل نمونهاى از آن نقل مىشود :
تير نگاه
اى تير نگاه تو مرا كشتهء خود كرد * آتش زد و سوزاند و رسانيد همه درد
كز درد وصال تو هرآنكس كه بميرد * زنده است و به غير تو دگر يار نگيرد
رهيافت به جانان و ز نو جان دگر يافت * هركس كه ز عشق و اثر عشق خبر يافت
مرده است هرآن دل كه در آن عشق نباشد * يا آنكه به دل خانهء عشاق نسازد
در ديده نشين جاى تو در روى دو چشم است * مردار بُوَد آنكه به عشق تو نشد مست
آن را كه تو از جام مى خود بچشاندى * جاويد نمودى و در اين عشق نشاندى
در آن دم آخر كه دهم جان و بميرم * با عشق تو آغشته شده روح و ضميرم
گر يار پذيرد كه كنم جان به فدايش * جان مىدهم و نيز بمانم سر راهش
رهيافت به منزلگه عشاق « زلالى » * زين ره برسيد او به كمالى و جلالى
رباعى
به فرهنگ و ادب اى دوست روى آر * از اين گلشن گل بسيار بردار
در آب علم جان را شستشو دِه * وجودت را ز هر زشتى نگهدار
دهقان
دكتر حميد دهقان ، فرزند باقر ، در بهمن 1348 ش در يزد متولّد شد . وى دورهء ابتدايى و راهنمايى را در مدرسهء اسلامى رمضانى و دورهء دبيرستان را در دبيرستانهاى زرگران و رازى گذراند . او در سال 1375 ش از دانشگاه علوم پزشكى تهران در رشتهء پزشكى فارغ التحصيل شد . آنگاه پس از گذراندن دورهء خدمت سربازى در دانشگاه علوم پزشكى شهيد صدوقى يزد مشغول به كار شد . دهقان سرودن شعر را از يازدهسالگى آغاز كرد و نخستين شعر خود را در موضوع فتح المبين سرود .
از اوست :
سيم تارى شدهام بسته به چوبى پوكم * دست من نيست اگر كوكم اگر ناكوكم