تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره شعراى يزد — صفحة 557

مساهمون:

ص٥٥٧
انستيتو تكنولوژى ادامه داد . وى سرودن شعر را از نوجوانى ، با شركت در جلسات شعر كتابخانه مرحوم وزيرى آغاز كرد . او بيشتر به سرودن غزل مىپردازد و كتابى در اين زمينه به نام « بازهم لحظه‌اى از شعر فراتر » به چاپ رسانده است . چهارپاره بىتو
بىتو بايد من از اين شهر غريب * با دلى غم‌زده پرواز كنم بالِ پر بسته عشقم را باز * به هواى چمنت باز كنم
*
بىتو بايد من از آن خاطره‌ها * زورقى سازم و در بحر خيال دل طوفان‌زده را با اميد * برهانم ز غريبى ز ملال
*
بىتو بايد بزنم بادهء ناب * با دل عاشق مجنون خراب رخت بربندم از اين شهر غريب * دست بردارم از اين عشق سراب
*
بىتو اما چكنم من هيچم * قطره اشكى كه چكيده ز نگاه سايه‌اى سرد در آغوش غروب * فصل دلتنگى شبهاى سياه
*
بىتو بايد كه چو مرغ عشقى * بال بر بال زنم در قفسم تا ز زهر غم تنهايى خويش * قطع گردد ز شمارش نفسم
جوانى
خواهم مثال كهنه‌گليمى تكانيم * از درد و رنج اين‌همه مدت رهانيم آن روزها كه رنگ و ريا ، رنگ و رو نداشت * آيينه بود و عاطفه بود و جوانيم من بودم و نگاه پر از شعرهاى تو * تو مونس هميشگى شعرخوانيم بُغضى نبود تا كه دلم عقده واكند * كمرنگ بود رنج و غم زندگانيم