دخيل
ديروز آسمان مىباريد * امروز چشمانم
اى تنها بهانهء بارش * مژگانم را بر آستانهء نگاهت
دخيل مىبندم * تا قطرهاى ناچيز را
در بيكرانت بپذيرى
پويان
مجيد پويان ، فرزند كريم در سال 1352 ش در يزد متولّد شد . وى پس از اخذ ديپلم رياضى فيزيك در سال 1371 در رشتهء زبان و ادبيات فارسى دانشگاه يزد به ادامهء تحصيل پرداخت و اكنون در دورهء دكتراى زبان و ادبيات فارسى مشغول تحصيل است و به تدريس ادبيات در مراكز آموزش عالى اشتغال دارد . پويان سرودن شعر را از سال دوم دبيرستان آغاز كرد . سرودههاى وى بيشتر در قالب غزل و شعر نيمايى است . « برگ سوخته » عنوان مثنوى است كه از او نقل مىشود :
برگ سوخته
تو برگ سوخته بودى كسى نمىدانست * تو خودفروخته بودى كسى نمىدانست
خط نگاه تو را هيچكس نمىفهميد * شب سياه تو را هيچكس نمىفهميد
هزار خندق مسموم در دهان تو بود * هزار تيغهء مسلول بر زبان تو بود
نهفته با دگران عهد بسته بودى تو * جناغ سينهء من را شكسته بودى تو
نبود هيچكس انگار و اتفاق افتاد * ميان من و تو يك نهروان نفاق افتاد
نشسته بودى و آرام كار مىكردى * و لحظهلحظهء من را شكار مىكردى
پس از شروع هياهو چرا سكوت شدى ؟ * شكار كردى و انگار عنكبوت شدى
تو را صداقت من رو به راستى واداشت * دوباره حركت خرچنگىات چه معنا داشت ؟
يكى عجوزهء جادوگر تو را ديده است * دگر تلاش مكن نسخهء تو پيچيده است