تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره شعراى يزد — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
مىنويسد كه وحشى يزدى بوده و كرمانى بودن او غلط مشهور ، بلكه بافقى بودن او كه مسلم است ، منافى كرمانى بودن اوست و اينكه برخى او را به اشتباه كرمانى گفته‌اند ، همانا منشاء اشتباه نام وطن وحشى است ، زيرا وحشى از اهل بافق است و بافق از توابع يزد است . امّا كرمان هم قريه‌اى دارد به نام بافت ، بافت كرمان ، قريه كوچكى است و جمعى بافت و بافق را از همديگر تشخيص نداده ، بافق يزد را كه وطن وحشى است همان بافت كرمان پنداشته‌اند و اين اشتباه بزرگى است كه آذر ، در آتشكده نموده و او را به كرمانش منسوب داشته و در جاى ديگر همان كتاب به يزدى بودنش تصريح نموده و ديگران نيز بدون تحقيق ، به دو تقليد كرده‌اند ، و الا شكى در يزدى بودن وحشى نيست . قبرش هم در يزد بوده ولى اخيرا در معبر خيابان واقع شده است ، قبر وحشى در يزد فقط به سنگ مرمرى شناخته مىشده و غزلى هم از خود وحشى بر روى آن منقور بوده كه مطلع آن اين است :
كرديم نامزد به تو بود و نبود خويش * گشتيم هيچ‌كاره به ملك وجود خويش
ولى اكنون از آن سنگ هم اثرى نيست صاحب ريحانة الادب در تأييد قول آيتى ( مؤلف آتشكدهء يزدان ) و كرمانى نبودن وحشى بافقى در كتاب خود مىنويسد كه در مراصد و قاموس اللغة نيز نوشته شده است كه بافد ( با دال آخر به سكون فا ) شهريست در كرمان و در قاموس تصريح كرده كه آن معرب بافت است و اصلا موضعى را به نام بافق در كرمان ذكر نكرده است . وحشى از شعراى قرن دهم بوده و پدرش مردى زراعت‌پيشه و گمنام مىزيسته و خود وحشى قيافهء روستايى داشته و از زيبايى صورت بىبهره بوده است . ولى خدايش به جبران زشتى صورت ، زيبايى سيرت و شيوايى طبع و قريحت عطا فرموده بود ، چنان كه اكنون قرنها مىگذرد رخت از اين جهان بربسته ولى هرچه گذشته و مىگذرد صيت لطافت كلامش بيشتر مىگردد . وحشى در اواسط قرن دهم كه بحبوحهء جوانيش بود از بافق به شهر آمده و از شهر يزد متوجه تفت كه مركز فرمانروايى امير غياث الدّين محمّد ميرميران بود گشت . امير غياث الدّين ، نوهء دخترى شاه اسماعيل صفوى و از نواده‌هاى پسرى شاه