مرادى بافقى « 1 »
او برادر بزرگتر و استاد مولانا وحشى بافقى بوده ، و اين هر دو از شاگردان شرف الدّين على بافقى بودهاند . ابيات زير از اوست :
اى تازگى ز روى تو گل را و لاله را * ماند غزالچشم تو چشم غزاله را
*
بعد مردن تربت ما را عمارت گو مباش * بر سر قبر شهيدان گنبد گردون بس است
*
چون گِردباد عمرى ، در هر گل و زمينى * گر ديدم و نديدم مثل تو نازنينى
وحشى بافقى « 2 »
نام وحشى بقول تقى الدّين اوحدى مراغهاى در تذكرهء عرفات ، كمال الدّين بوده و از شعراى عهد شاهطهماسب صفوى و از شاگردان شرف الدّين على بافقى سابق الذكر بوده است .
مخفى نماند كه وحشى از اهل بافق يزد بوده و در ذريعه ، قاموس الاعلام ، تذكرهء نصرآبادى ، تاريخ مفصل ايران تأليف آقاى عبد اللّه رازى ، ريحانة الادب ، عالمآراى عباسى ، جامع مفيدى ، آتشكدهء يزدان ، تاريخ يزد ، تمام به يزدى بودن او تصريح كردهاند ، مخصوصا مؤلف آتشكدهء يزدان ، بنا بر تحقيقى كه دربارهء وحشى نموده ،
هامش
( 1 ) . على حسن 400 - 399 - سامى ن 4255
( 2 ) . ص 325 آتشكدهء يزدان ، ص 208 جامع مفيدى ( خطى ) ، ص 494 تذكرهء پژمان ، ص 283 تذكرهء حسينى . مقدمهء دكتر حسين نخعى بر ديوان وحشى و مقالهء رشيد ياسمى در مجلهء آينده سال اوّل ( 1304 ) و مقالهء ايرج افشار در مجلهء دانش ، سال اول ، ديوان وحشى چاپ سنگى ، ص 358 تذكرهء حسينى ، ص 472 تذكرهء نصرآبادى ، ص 437 تاريخ مفصل ايران ، ص 182 هفتاقليم ، ص 279 جلد چهارم ريحانة الادب ، تاريخ ادبيات ايران ( ادوارد برون ) ، ص 182 عالمآراى عباسى ، ص 105 تاريخ يزد ، ص 24 جلد هفتم ذريعه ، ص 51 جلد دوم مجمع الفصحاء ، ص 4680 جلد ششم قاموس الاعلام ، ص 343 آتشكدهء يزدان ، ص 106 سالنامه نادر ، ص 197 جامع مفيدى ( خطى ) ، ص 71 تاريخ ادبيات سليم نيسارى ، ص 373 تاريخ ادبيات دكتر شفق .