تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره شعراى يزد — صفحة 36

مساهمون:

ص٣٦

شيخى « 1 »

مؤلف آتشكدهء يزدان ، او را جزو شعراى يزد به حساب آورده ، مىنويسد كه وى در سال 968 از هرات ( توابع يزد ) به يزد آمده و در سلك ادبا منسلك گرديده ، با آنكه زبانش الكن بود هرجا كه لب به سخن مىگشود ، دلها را مىربود . ولى نگارنده نام و سال ولادت و وفاتش را در هيچيك از تذكره‌ها نيافت . چند بيت از او نقل مىشود :
چند گوئى كه به خواب تو شبى مىآيم * چند در خواب كنى ديده بيدار مرا
*
ديده بودم روى تو دانسته بودم خوى تو * ديده و دانسته خود را در بلا انداختم
*
نوميدم آن‌چنان‌كه گَرم همنشين شوى * باور نيايدم ز تو اى بىوفا هنوز

كاسب « 2 »

مردى از كسبهء يزد بود و در هيچ‌يك از تذكره‌ها نام و سال تولد و وفاتش معلوم نشد . جامع مفيدى و بعضى از تذكره‌ها . وى را به همين كاسب كه تخلص او است مىشناسند . اشعار نغز ولى پراكنده از او به يادگار مانده ، كه نمونهء آن درج مىشود :
چون مه چارده از گوشه بامش ديدم * نگران بود به جايى كه تمامش ديدم
*
اى گل كه چنين در بغلت تنگ گرفته * كز خون دلش پيرهنت رنگ گرفته با سوزن زنگار گرفته نشناسد * بس كز نم گريه مژه‌ام زنگ گرفته
*
ترسم كه كند محنت و جور تو هلاكم * جايى كه تو هرگز نبرى راه به خاكم
هامش
( 1 ) . ص 177 هفت‌اقليم ، ص 296 آتشكده يزدان ، ص 311 ريحانة الادب جلد دوم ، ص 161 تذكرهء حسينى . ( 2 ) . ص 301 آتشكدهء يزدان .
تذكره شعراى يزد — صفحة 36 | عباس فتوحى يزدى