واى بر كجروان بدكردار * چه برند سود از اين ستمكارى
*
« سيّاح » ز ياران نوين دورى كن * وز گفتن راز عشق مستورى كن
زنهار مجو وفا ز ياران نوين * بگذر ز وصالشان و مهجورى كن
مجد بنادكى « 1 »
سيّد محمّد مجد الحسينى فرزند سيّد على در بنادك از روستاهاى يزد متولد شده هنگام كودكى به همراه والدين خود به اصفهان رفته تحصيلاتش را آنجا گذرانيد ، سال 1370 قمرى به عالم باقى شتافته و مدفنش يزد است قصيدهء شيوايى در منقبت حضرت مهدى ( ع ) سروده كه چند بيت از آن نگاشته مىشود .
غوث زمين و زمان ، حجّت پروردگار * مظهر ذات خدا ، خاتم هشت و چهار
قائم آل نبى ، صاحب عصر زمان * هادى مهدى كه ز اوست ، ارض و سما برقرار
هفت زمين نه سپهر سفرهاى از جود او * ز خوان احسان او ، خلق جهان ريزهخوار
علّت غائى خلق ، ملجا « 2 » خلق دو كون * واسطهء فيض حقّ ، مايهء هر افتخار . . . الخ
رهبر يزدى
نعيمه فرزند احمد در آذرماه 1352 در يزد چشم به جهان گشود . تحصيلات ابتدايى و دورهء راهنمايى و دبيرستان را در يزد به پايان رسانيد و هماينك در رشته زبان و ادبيات فارسى در دانشگاه يزد ( دانشگاه تربيت معلم سابق ) به تحصيل خود ادامه مىدهد . مشار اليها به سرودن شعر علاقهء وافرى دارد و چنانچه مجالى يابد به نظم اشعار مىپردازد . ترديدها عنوان غزلى است از او .
ترديدها
مىبرم پايان شبى افسانهء ترديدها * مىدهم بر سيل آتش خانهء ترديدها
هامش
( 1 ) . ص 739 از تذكرهء سخنوران
( 2 ) . پناهگاه