سيّاح زرگر يزدى « 1 »
عبد الوهاب سيّاح زرگر فرزند مرحوم ابو طالب ( شاعر سابق الذكر ) در سال 1318 قمرى به دنيا آمده است شغلش زرگرى و تخلّصش چون پدرش سيّاح بوده و اوّلين شعرش را در چهلسالگى سروده او چندى است جهان فانى را وداع گفته است .
غزل
هرآنكه ديد به غير از تو يوسف جان را * فروخت باغ گلستان خريد زندان را
منم كه غير تو ناديدهام در عالم كس * بجز تو نيست مرا التفات يزدان را
هرآنكه ديده به شهوت گشود ، دوست نديد * بگو بسوز ، نخواهى تو ديد ياران را
به انحطاط فرورفتهاى به لذّت جسم * دگر چگونه بر افلاك مىكشى جان را
طريق عشق نه در خورد مردم خام است * كسى رود كه در اين راه ديده طوفان را
بيار باده ، كرم كن ز لطف اى ساقى * كه تا بنوشم و بينم جمال جانان را
اگرچه سيم و زرش نيست زرگر « سيّاح » * سعادت تو فزون دوستى است انسان را
رباعى
ما دعوى هيچگونه هستى نكنيم * در عالم عشق خودپرستى نكنيم
چون عالم جسم را بقايى نبُوَد * در خوان جهان درازدستى نكنيم
*
ما قناعت گزين و درويشيم * از نشيب و فراز ننديشيم
چون رسد موهبت ز عالم غيب * مى ناخورده فارغ از خويشيم
*
ما تماشاگران جانانيم * عشق را منتهاى دورانيم
چون سياحت كنيم عالم غيب * كى بدنياى دون نگهبانيم
*
آنكه بودش به نيكرفتارى * شد نصيبش بسى گرفتارى
هامش
( 1 ) . ص 828 تذكرهء سخنوران