تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره شعراى يزد — صفحة 501

مساهمون:

ص٥٠١
از اوست :
كوچك مبين تو مُلك بدن در درون نگر * يكدم حجاب را تو ز روى بصر ببر اى آدم شريف ز خود از چه غافلى * در كشور وجود نما لحظه‌اى نظر درياى علم كوه هنر در وجود تست * كشتى صبر بنگر و امواج پرخطر اين كشور وجود كه در تحت امر ماست * از ملك خويش ، ما ز چه هستيم بىخبر كشف اتم كه گشته عيان بر جهانيان * پرتاب ماه ارض سوى آسمان نگر هر علم و صنعتى كه كند جلوه در جهان * آيد برون ، يكسره از هيكل بشر از علم بىعمل نتوان يافت بهره‌اى * يك‌عمر زندگىّ بشر رفت بر هدر گفتم كه « شوق » مگذر از اين فكر بىعمل * كوچك مبين تو ملك بدن در درون نگر
از اوست :
گر به آئين مسلمانى ، مرا رفتار بود * كى تعدى بر مسلمان ، قدرت كفار بود همچو آتش ، جملگى پاشان ، ز يكديگر شديم * ور نه زهر كفر ، آب از شعله‌هاى نار بود ما محبت را كماكم از ميان برداشتيم * از دوروئى كى توان گويم كه يارى يار بود وز نزاع و فتنه‌انگيزى ندامت حاصل است * متحد بودن به يكديگر علاج كار بود ما مسلمانان به يكديگر برادرخوانده‌ايم * اين برادرخواندگى از ( احمد مختار ) بود كشتى عالم به طوفان است درياها به موج * خفتگان بحر غفلت ، كاش زين بيدار بود مدعى پند خموشى را به « شوق » آموختند * حاصل از گفتار نَبَود سود در كردار بود

عليدوست ( مسلم )

ابو الفضل عليدوست ابرقويى متخلص به « مسلم » فرزند حسين ، بهمن 1342 شمسى در ابركوه از توابع استان يزد چشم به دنيا گشود . تحصيلات ابتدايى و راهنمايى را در زادگاهش گذرانيد و به سال 1361 از دبيرستان ايرانشهر يزد فارغ التحصيل شد و در سال 1367 موفق به اخذ ليسانس حقوق قضائى گرديد . او داراى قريحهء شاعرى است كه ذيلا نمونه‌اى از اشعارش نقل مىشود :
تذكره شعراى يزد — صفحة 501 | عباس فتوحى يزدى