نوبهار است و هوا دلكش و جانبخش كنون * غنچهء بوسه ز لبهاى تو چيدن دارد
كى شود رام من آن آهوى وحشى « صالح » * كه دمادم ز من او عزم رميدن دارد
حافظى منشادى
محمّد مهدى حافظى منشادى فرزند احمد ، اسفند 1356 شمسى در شهرستان يزد متولد شد . تحصيلات ابتدايى را در دبستان شهيد رحمانى و دورهء راهنمايى را در مدرسهء صالحىزاده به پايان رسانيد و هماكنون دانشآموز سال سوم رشتهء رياضى فيزيك دبيرستان شهيد صدوقى يزد ( استعدادهاى درخشان ) مىباشد . او اولين شعر خود را در 12 سالگى سروده است .
حماسهء امواج
من از حماسهء امواج باارادهترم * و از ترنم ساحل ، هنوز سادهترم
بهار مىرسد از راه غنچههاى سوار * من از خضوع ترِ سبزهها پيادهترم
ز موجهاى خيالى كه مىرسيد به چشم * عبور كردم و هرگز نكرد جاده ، ترم
نگاه ابرى دل ، بغض حسرت درد است * من از تواضع باران ، اگر فتادهترم
خاطره
منم امشب كنار خاطرهها * در سكوت ديار خاطرهها
در خزان دوبارهء احساس * لالهاى در بهار خاطرهها
گل ، شكوفه ، بهار ، ايمان ، عشق * محو در آشكار خاطرهها
با تمام وجود مىسوزم * در تب داغدار خاطرهها
آى ، مردم قدم زد زيباست * بر لب جويبار خاطرهها
مثنوى فلسطين
در آسمان نگاهم ستاره مىگريد * مگر غروب فلسطين دوباره مىگريد
چرا كه عاطفه را زان ديار دزديدند * و ياسهاى قشنگ نشاط را چيدند
بهار را كشتند و شكوفه را بردند * و ميوههاى درختان باغ را خوردند