تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره شعراى يزد — صفحة 498

مساهمون:

ص٤٩٨
نوبهار است و هوا دلكش و جانبخش كنون * غنچهء بوسه ز لبهاى تو چيدن دارد كى شود رام من آن آهوى وحشى « صالح » * كه دمادم ز من او عزم رميدن دارد

حافظى منشادى

محمّد مهدى حافظى منشادى فرزند احمد ، اسفند 1356 شمسى در شهرستان يزد متولد شد . تحصيلات ابتدايى را در دبستان شهيد رحمانى و دورهء راهنمايى را در مدرسهء صالحىزاده به پايان رسانيد و هم‌اكنون دانش‌آموز سال سوم رشتهء رياضى فيزيك دبيرستان شهيد صدوقى يزد ( استعدادهاى درخشان ) مىباشد . او اولين شعر خود را در 12 سالگى سروده است . حماسهء امواج
من از حماسهء امواج بااراده‌ترم * و از ترنم ساحل ، هنوز ساده‌ترم بهار مىرسد از راه غنچه‌هاى سوار * من از خضوع ترِ سبزه‌ها پياده‌ترم ز موجهاى خيالى كه مىرسيد به چشم * عبور كردم و هرگز نكرد جاده ، ترم نگاه ابرى دل ، بغض حسرت درد است * من از تواضع باران ، اگر فتاده‌ترم
خاطره
منم امشب كنار خاطره‌ها * در سكوت ديار خاطره‌ها در خزان دوبارهء احساس * لاله‌اى در بهار خاطره‌ها گل ، شكوفه ، بهار ، ايمان ، عشق * محو در آشكار خاطره‌ها با تمام وجود مىسوزم * در تب داغدار خاطره‌ها آى ، مردم قدم زد زيباست * بر لب جويبار خاطره‌ها
مثنوى فلسطين
در آسمان نگاهم ستاره مىگريد * مگر غروب فلسطين دوباره مىگريد چرا كه عاطفه را زان ديار دزديدند * و ياسهاى قشنگ نشاط را چيدند بهار را كشتند و شكوفه را بردند * و ميوه‌هاى درختان باغ را خوردند
تذكره شعراى يزد — صفحة 498 | عباس فتوحى يزدى