هم ز دلدادهء سودازده آرام مجوى * هم ز پروانهء پر سوخته پروا مطلب
يا به يك بوسه بتا زان لب لعل شكرين * دل غمديدهء « احمد » بطلب يا مطلب
*
آرزوى دلم اى روشنى جان بازآ * وى مرا شمع شبافروز شبستان بازآ
آبم از سر گذرانيد ز غم سيل سرشك * وقت امداد شد اى نوگل خندان بازآ
آيد آن روز كه از كرده پشيمان گردى * ماه پيمانگسلم بر سر پيمان بازآ
آشتى شيوهء خود ساز و فروهل سر جنگ * تا به مهر تو رسد صلح به سامان بازآ
آيت حسنى و احسان ز تو زيبندهتر است * آيت حسن منى از ره احسان بازآ
آشيان سوخته را بهر تسلى برخيز * خاطرت شاد بدين كلبهء احزان بازآ
آرى اى آنكه شكستى دل « احمد » به ستم * گر دلت بر سر رحم است به تاوان بازآ
رباعى
آزرده مكن خاطر هر مرد به هيچ * هر شعلهء شوق را مكن سرد به هيچ
با روى گشاده خاطرى خوش گردد * يعنى كه دلى شاد توان كرد به هيچ
ميرجعفرى تفتى ( مير )
سيّد محمّد فرزند سيّد على ، ملقب به ميرجعفرى تفتى و متخلّص به « مير » به سال 1315 شمسى در شهرستان تفت پا به عرصه وجود نهاد . تحصيلات ابتدايى و دورهء اول متوسطه را در همانجا گذرانيد و سپس وارد دانشسراى مقدماتى يزد . او پس از فراغ از تحصيل دانشسرا به خدمت آموزشوپرورش درآمد و به سال 1345 ديپلم ادبى را بهطور متفرقه گرفت و هماكنون داراى ليسانس در رشتهء زبان و ادبيات عرب از دانشكدهء الهيات و معارف اسلامى تهران مىباشد و بهعنوان مدرس در تربيت معلم شهيد پاكنژاد يزد ، انجاموظيفه مىنمايد .
اينك نمونهاى از سرودههاى وى نقل مىشود .
در مدح امام منتظر ( عج )
قربان صورت تو كه چون قرص آفتاب * هنگام ديدنش رود از چشم خلق ، آب