تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره شعراى يزد — صفحة 487

مساهمون:

ص٤٨٧
انتشارات « ما » است كه بيشتر دواوين شعرا در آن مجموعه چاپ مىشود . او راست :
ما دست رد به سينهء عالم گذاشتيم * رفتيم و پا به دايرهء غم گذاشتيم اى غم ، سلام بر تو كه آخر به يمن تو * گامى برون به عرصهء عالم گذاشتيم حاجى به راه كعبه رود ما به راه دوست * در اين دو ره مسابقه باهم گذاشتيم جان باختيم همچو صدف بهر كام دل * زان دم كه لب گشوده و برهم گذاشتيم ره بسته بر فزون‌طلبىهاى نفس خويش * ممكن هرآنچه بود ز خود كم گذاشتيم از گلشنى كه خار برويد به جاى گل * رفتيم و جاى پاى چو شبنم گذاشتيم شيطان به پيش و ما ز پىاش در ره خطا * گام هوس به شيوهء آدم گذاشتيم « احمد » به طبل بر سر بازار مىزدند * هر راز دل كه بر كف محرم گذاشتيم
*
ما عاشقيم و بىخبر از كار عالميم * آسوده‌دل ز اندك و بسيار عالميم ثابت به عشق و ره‌سپر وادى جنون * فارغ ز سير ثابت و سيّار عالميم سودا ، به چارسوق محبت كشانده‌ايم * با نقد عشق گرمى بازار عالميم اى خواجه عيب ما به تهىمايگى مكن * گر دست ما تهى است خريدار عالميم قانع به قسمتيم و رضا بر نصيب خويش * خاريم و خوش به اينكه ز گلزار عالميم در كوى عشق دوست ، عزيزيم و معتبر * گيرم به چشم اهل جهان خوار عالميم ما را مراد دل همه ديدار روى اوست * بينى اگر كه طالب ديدار عالميم « احمد » بدوش ما نبود بار منتى * زين رو ز رهروان سبكبار عالميم
غزل با قيد سى و دو حرف در اول ابيات
اى دل آسايش از اين گنبد مينا مطلب * غير محنت ز ثرى تا به ثريا مطلب به خدا باد تو را چشم توكل نه به خلق * حاجت خود به‌جز از خالق يكتا مطلب پاكى از دزد و دغل‌پيشه و غمّاز مجوى * صفت پاكدلى زين دوسه رسوا مطلب تا نه از دست رود دامن فرصت مگذار * آنچه امروز توان يافت ز فردا مطلب ثمر از كشتهء خودخواه نه از كشتهء غير * دلق خود پوش و ز كس جامهء ديبا مطلب