رباعى
يا رب ز هوسهاى درون دورم كن * با مژدهء وصل خويش مسرورم كن
در خلوت تيرهام شبى پاى گذار * با جلوهء خويش غرقِ در نورم كن
ايضا
يا رب ز شراب عشق مدهوشم كن * با عِطر خيال خود هماغوشم كن
در آتش نفس خويشتن مىسوزم * آبى به درونم زن و خاموشم كن
ايضا
عمريست كه من گناهكارم يا رب * از كردهء خويش شرمسارم يا رب
هرچند گناه من ز حدّ افزونست * بر رحمت تو اميدوارم يا رب
*
اگرچه ديده ز ديدار دوست محروم است * ز چهرهها همه آثار عشق معلوم است
صبا ز لطف به پروانگان شيفته گوى * كه شمع انجمن ما حسين مظلوم است
مضطرزاده ( ماورد )
احمد فرزند مرحوم حسين مضطرزاده ( شاعر سابق الذكر ) به سال 1327 شمسى در يزد متولد شد . دوران ابتدايى و دبيرستانى را در زادگاهش به اتمام رسانيد و از دانشكدهء علوم مشهد ، موفق به اخذ ليسانس در رشتهء فيزيك گرديد و ليسانس مهندسى برق را در سال 1356 از دانشكدهء نفت آبادان گرفت . وى داراى طبع شعر است و در اشعارش « ماورد » تخلص مىنمايد . غزل و رباعى ذيل سرودهاى از او است كه نقل مىشود :
به دل از عشق رختشور دگر دارم من * هوس كوى تو اى دوست به سر دارم من
سرو بستان و گل باغ فتد از نظرم * تا به آن قامت و رخسار نظر دارم من
نور خورشيد جمالت بدلم چون تابيد * گوشهء سينهء خود قرص قمر دارم من
چون زبانم ز پى ذكر تو گويا گردد * گوئيا بر لب خود شهد و شكر دارم من
يوسف حسنى و يعقوب صفت هر شب و روز * بهر ديدار رخت ديده بدر دارم من