تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره شعراى يزد — صفحة 469

مساهمون:

ص٤٦٩
دلربائى لطيفه‌اى است دقيق * كار هر شوخ مجلس‌آرا نيست دلبرى را نكات نغز بسى است * حُسن صورت به خال تنها نيست لاف معنى چه مىزنى « حسرت » * زان كه هر طوطيى شكرخا نيست
رباعى
كو عشق كه تا رَهِ نياكان گيرم * چون لاله طريق سينه‌چاكان گيرم هرچند كه جا به كوى پاكان دارم * يا رب سببى كه خوى پاكان گيرم

ملكى يزدى ( ملك )

محمود ملكى يزدى متخلص به « ملك » دومين فرزند ذكور مرحوم ميرزا عبد الوهاب ملكى ( ملك الاطباء ) شب جمعه يازدهم رمضان 1323 هجرى قمرى در يزد متولد شد و بيست و هشتم آذر 1371 شمسى برابر 1413 هجرى قمرى در تهران بدرود حيات گفته است . او مدت 40 سال به امر تعليم و تربيت اشتغال داشته و نيز داراى طبع شعر بوده كه گزيده‌اى از آن نقل مىشود : از اوست :
ستايش كنم ايزد پاك را * كه او آفريده است افلاك را چنان رسم و نظمى كه در كار اوست * نه بحثى در آن است و نه گفتگوست همه چيز در جاى خود داده جا * اگر دست بر آن زنى نابجا مكش رنج و دورى كن از قيل و قال * بجز امر و رأيش همه شد محال حكيم است و واقف به اسرارها * كه دارد نظر بر همه كارها جماد و نباتات و حيوان از اوست * تمامى ذرات در اين گفتگوست بُوَد شهريار و جهان‌آفرين * بُوَد رهنماى كرات و زمين پرستش سزا و سزاوار اوست * تمام جهان زير فرمان اوست بقا و حيات ابد خاص اوست * زمام دوعالم به فرمان اوست ز كُن خلق كرده تمام جهان * بداده است تعليم بر رهروان كه در هر زمان رهنمايى كنند * به دستور او حكمرانى كنند
تذكره شعراى يزد — صفحة 469 | عباس فتوحى يزدى