بر آن باريد سنگ از دست طفلان * كه ريزد ميوهاى از بهر ايشان
بگفتم اى درخت سايهگستر * كه بهر خلق دارى ميوه و بر
چرا اينگونه بر سر مىزنندت * چرا اينقدر زحمت مىدهندت
چرا گشتى ز طفلان سخت مضروب * تو كه هم ميوه و هم سايهات خوب
بگو جرم و گناه خويشتن را * خبر ده از جنايتهات من را
بگفتا آن درخت توت فرتوت * كه شيرين ميوهام بر مرد و زن قوت
گناه من از اين سنگ و از اين چوب * چرا دارم ثمر شيرين و مرغوب
گناه من همين است و همين است * سزاى ميوهء شيرين چنين است
درخت بىثمر سنگش به سر نيست * لگدكوب خلايق بىثمر نيست
« وزيرى » گر درختى سنگسار است * بدان ، از ميوهء شيرين و بار است
از اوست :
جهاز و مَهر زن مِهر است اى دوست * محبت مغز باشد ما بقىِ پوست
در آن خانه كه نبود مهربانى * جهنم دان و نامش زندگانى
گلدون
رمضانعلى ملقب و متخلص به گلدون ، در تاريخ 1314 شمسى در ميبد يزد متولد شد . وى طبعى روان داشت و شعر نيكو مىگفت . بيشتر اشعارش در رثاى ائمه اطهار و همچنين انقلاب و جبهه و جنگ بوده است . او در ديماه هزار و سيصد و شصت و هفت براثر يك بيمارى طولانى در سن 53 سالگى چشم از جهان فانى فروبست ، و به عالم باقى شتافت . اينك چند نمونه از سرودههايش نقل مىشود :
نام تو حسين ( ع )
ثبت بر دفتر دلها شده نام تو حسين * حامل روح حماسه است پيام تو حسين
قبلهء اهل ولا ، كربوبلا مىباشد * طرح ترويج نماز است قيام تو حسين
نهضت مظهر پيروزى خون بر شمشير * تيغ صبح است نمايان ز نيام تو حسين
آب ناكام شد از فيض لب عطشانت * زان كه خود را نرسانيد به كام تو حسين