رباعى
اى بادهفروشان مى نابم بدهيد * صد جام لبالب از شرابم بدهيد
گر نيمهشبان بر درِ ميخانه زدم * سوگند خدا را ، كه جوابم بدهيد
*
بىماه رُخت غصّه و ماتم دارم * در سينه تو گوئى غم عالم دارم
من بلبل شيدا ، تو همانند گلى * اى گل به كجائى كه تو را كم دارم
*
خورشيد رخت نهان شد و رنجورم * خشكيده گياه زرد دور از نورم
بىنور ، حيات و زندگى ممكن نيست * پس چهره عيان كن كه توئى منظورم
*
من سوختهى برق نگاهى هستم * آشفته سر از زلف سياهى هستم
ديدم برهى چاه زنخدانى را * چون يوسف افتاده به چاهى هستم
*
بلبل ، سخنت ، شور و نوائى دارد * آهنگ كلام تو صفايى دارد
اى گل تو مسوزان جگر بلبل را * كاين عاشق بيچاره خدايى دارد
آذر يزدى
مهدى آذر ، به سال 1301 شمسى در خرمشاه از توابع يزد در يك خانوادهء جديد الاسلام متولد شد . پدرش حاج على اكبر رشيد مردى مذهبى و متعبّد و اهل قرآن و دعا و شغلش زراعت بوده و خط را نيكو مىنوشته و ديوان شعرى در مناقب و مراثى مذهبى از خود به يادگار گذاشته است . آذر در فن عكاسى مهارت دارد بعلاوه به زبانهاى عربى و انگليسى آشنا و به مطالعه علاقمند است . او نيز سرودن شعر را از پدرش به ارث برده و نيز نويسندهاى است توانا و از تأليفاتش مىتوان كتابهاى قصّههاى خوب براى بچههاى خوب - لبخند - كتاب خودآموز عكاسى - فرهنگ لغات و اصطلاحات محلّى يزد را نام برد . آثار منظوم او عبارت است : از كتابهاى ( باباى من ) و نوروزنامه كه به چاپ رسيده است . راه راست عنوان شعرى است كه ذيلا نقل مىشود :