تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره شعراى يزد — صفحة 415

مساهمون:

ص٤١٥

خديوجم ( خديو ) « 1 »

دكتر سيّد حسين خديوجم فرزند سيد على ( از مردم اشكذر يزد ) يزدى الاصل است كه به سال 1306 خورشيدى در مشهد چشم به جهان گشود . او در سال 1330 موفق به اخذ ديپلم ادبى و در سال 1338 ليسانس خود را در رشتهء زبان و ادبيات فارسى گرفت و از دانشگاه سن ژوزف بيروت در رشتهء زبان و ادبيات عرب به اخذ درجهء دكترا نائل گرديد . تأليفات و ترجمه‌هايش نسبتا زياد است . وى در تاريخ 25 مهر 1365 پس از يك‌عمر تحقيق و تفحّص و بر جاى گذاشتن آثار ارزنده‌اى براى جامعهء علم و ادب و فرهنگ در 59 سالگى جهان را بدرود گفت . در زير نمونه‌اى از اشعارش نگاشته مىشود . طفل دبستان مادر
گر گويمت كه جان جهان جان مادر است * بشنو ، كه هرچه هست ز دامان مادر است اين آتشى كه در دل ما شعله مىكشد * از عشق جاودانهء سوزان مادر است هر درد را طبيب تواند كند علاج * جز درد جان كه بسته به درمان مادر است از چشم‌زخم حادثه ماند مصون كسى * كو چشم‌بسته گوش‌به‌فرمان مادر است مردى شود ز مشعل دانش جهان‌فروز * آن كودكى كه شمع شبستان مادر است فردا شود معلم و استاد ، كودكى * كامروز روز طفل دبستان مادر است هركس كه راستى و درستى شعار او * ايمان او نتيجهء ايمان مادر است باشد بهشت زير قدمهاى مادران * اين گفته آيتى است كه در شأن مادر است رنديم و عاشقيم و جوانمرد و بانشاط * ما را هرآنچه هست ز احسان مادر است جز مدح مام مدح كسى را نگفته‌ايم * آرى « خديو » ريزه‌خور خوان مادر است
از اوست :
هر سال نو ، طليعهء نوروز مادر است * هر ماه نو جمال دل‌افروز مادر است هر هفته‌اى كه مىگذرد ياد او كنم * هر روز در تصور من روز مادر است
هامش
( 1 ) . از كتاب پاژ 7 - دكتر محمّد جعفر ياحقى و محمّد رضا خسروى و از كتاب روز مادر تأليف مهستى بحرينى - حسين خديوجم