تو اين خاك پاك را پدرى « 1 » * ما خاكسارزادگان تويم
تو كه پيمانهدار دادارى * تو كه كشندهء خويش بخشودى
ما كشتگان مهر توئيم * به خون فرزندت سوگند
كه بر ما نيز ببخشاى * اى خانهزاد خدا ، ما خانهزاد توئيم
اخوان ثالث ( اميد ) « 2 »
مهدى اخوان ثالث ( يزدى الاصل ) متخلص به اميد فرزند على اخوان ثالث ( كه اصلا اهل فهرج يزد و شغلش عطارى بوده است ) به سال 1307 شمسى در توس خراسان پا به عرصهء حيات گذاشت و در شب يكشنبه چهارم شهريور 1369 وفات كرد و در آرامگاه حكيم ابو القاسم فردوسى در باغ شهر توس مدفون گرديد .
كتابهايش عبارت است : بهترين اميد ( گزينهء اشعار و مقالات ) مجموعهء مقالات - درخت پير و جنگل - زمستان - آخر شاهنامه - منظومهء شكار ، زندگى مىگويد امّا بايد زيست .
لازم به ذكر است كه بسيارى از اصطلاحات و تركيبات آشناى يزدى را در اشعار اخوان ثالث مىبينيم كه همان كاربردى را دارد كه در گويش و گفتگوى مردم يزد ( مثل : كنج - پستو - پسين - پستا ) چنان كه ذيلا ملاحظه مىشود در كتاب بهترين اميد ص 19 و 20 و موارد ديگر كه به آن اشاره خواهد شد .
مثال نخست كاربرد واژهء ( كل )
و ما بر بيكران سبز و مخملگونه دريا * مىاندازيم زورقهاى خود را چون ( كُل « 3 » ) بادام
هامش
( 1 ) . ابو تراب كنيه امير المؤمنين است .
( 2 ) . از كتاب باغ بىبرگى يادنامه مهدى اخوان ثالث تأليف مرتضى كاخى .
( 3 ) . پوستهء بيرونى گردو و بادام را گويند .