1316 در خور به دنيا آمد و پس از اخذ ليسانس زبان و ادبيات فارسى به استخدام آموزش و پرورش درآمده به تدريس اشتغال ورزيد و اينك در شيراز سكونت دارد و عضو انجمن ادبى شيراز مىباشد . كتاب شعر او در دست چاپ است . در اينجا نمونهاى از اشعارش نقل مىشود :
خطا كردم
نيمهشب با نواى ناكامى * از غم عشق نالهها كردم
در دل آن سكوت رؤياخيز * گريه كردم - خداخدا كردم
سر نهادم به دامن مهتاب * گفتگوى تو با صبا كردم
اندر آن غربت غمآلوده * ياد از آن قهر نابجا كردم
هرچه گفتى فريب بود و فسون * گريه بر حرف ناروا كردم
در اين سياهى شبها
در اين سياهى شبها چراغ ماه كجاست ؟ * نشان خود ز كه پرسم دليل راه كجاست ؟
چرا چو ابر نگريم ؟ كه تنگدل ز دلم * پر از تلاطم دردم ، مجال آه كجاست ؟
زمين شورهام و خاليم ز سرسبزى * اميد رويش و بارِ گل و گياه كجاست ؟
اگرچه پاى طلب در ديار دوست زدم * بكوى دوست دريغا ! مرا پناه كجاست ؟
خداى را مددى اى رفيق راه بگوى * ره گريزم از اين ورطهى سياه كجاست ؟
مگر كه شامل حالم شود عنايت دوست * و گرنه اهل دلى پاك و بىگناه كجاست ؟
ثمر چرا ندهد عشق خالصانهء من * در اين لطيفه كجا نقص و اشتباه كجاست ؟
حقيقتى است نهان در نگاه « افسانه » * كه درك آن به نگاه است و آن نگاه كجاست ؟
سخنى با دوست
گرچه آرامم ولى در دل فروزانم چو شمع * مىگدازم ، مىگدازم شعلهافشانم چو شمع
دُرد دردم ، تلخى نابم ، شرار كينهام * زير بار اين گرانىها به نقصانم چو شمع
وه كه فرصتها ز دستم رفت و بينم اى دريغ * غافلم از خويش و راحتبخش يارانم چو شمع
زين ندامتهاى زهرآگين كه بر دل مىكشم * كاهش جان دارم و سردرگريبانم چو شمع