اصفهان گرديد و مدّت چهل سال در آن شهر به تحصيل علم پرداخت . تأليفات آيتاللّه مدرس يزدى بيشتر در زمينهء فلسفه و قسمتى از آن تحت عنوان ( رسائل حكميه ) در سال 1365 توسط وزارت ارشاد اسلامى به چاپ رسيده است . وى پس از هشتاد سال عمر در اواخر سال 1344 قمرى دار فانى را وداع گفت و در شهرستان قم مدفون گرديد . وى داراى طبع شعر بوده كه نمونهاى از آن نقل مىشود :
از اوست :
اى دلافسرده تا كى در قفس مانى خموش * در گلستان اندرآ ، چون بلبلان با صد خروش
گرچه سرّ عشق نتوان فاش كردن در جهان * مىتوان در پرده گفتن رازها با اهل هوش
پخته گردانيد اين دلهاى خام از تاب عشق * كز فروزان آتش او سنگ مىآيد به جوش
در فنا گر چشم و گوشت رفت هوشت هست پاك * كو به عاريت دهد از خويشتن چشمى و گوش
جام مى لبريز كن از مى كه ناگه بشنوى * هاتف غيبى كه مىگويد گوارايت بنوش
كى به كوشش وصل يا بى گر نباشد لطف دوست * ليك بشتاب اندرين ره تا توانى و بكوش
پس به چشم يار بينى اين زمان اغيار را * وز درون پرده بينى پردهدار پردهپوش
گر غريق بحر غيبى اى دريغا غم مخور * كو رحيم است و كريم است و غفور و عيبپوش
گر مى وحدت « تجلى » نوشى از دست حبيب * تا ابد مدهوش مانى و نمىآئى به هوش
مدرسى « 1 »
حاج ميرزا سيّد محمّد على پسر آقا ميرزا سيّد على ( فرزند آقا ميرزا محمّد على مدرس بزرگ يزدى ) مردى زندهدل و از سادات محترم يزد ، طبعى سرشار داشته و خوشنويس عصر خود بوده است . وفات آن مرحوم در آبان 1322 شمسى اتفاق افتاده است .
از اوست :
آنكه در آينهء عشق نظر اندازد * غير معشوق نبيند كه به خود پردازد
هامش
( 1 ) . ص 35 از مجموعهء وزيرى جلد اول